اهتمامی که اسلام به رسیدگی به محرومین و خدمات عامالمنفعه دارد، برای خیلی از افراد، درست روشن نیست. امروز که دوران علم و بحث و تحقیق و پژوهش است باید به این گونه مسائل که بر زمین مانده است بیشتر توجه شود تا تحقیقات انجام شده، تکراری نباشند. امروزه پرسش بسیاری از مردم بویژه جوانان این است که در جامعه بهترین راه رسیدگی به فقرا و رفع نیاز محرومان و مستمندان چیست؟
رفع نیازمندیهای محرومان به سه شکل کلی قابل تصور است. یکی آنکه این وظیفه به عهده افراد گذاشته بشود. هر کسی به خویشاوندان خود یا به همسایگانش کمک کند و این تنها راه برای کمک به نیازمندیهای محرومان به صورت داوطلبانه باشد. نقطه مقابل آن این است که بگوییم همه نیازمندیهای محرومان جامعه توسط یک دستگاه مرکزی باید رسیدگی شود. آن دستگاه مرکزی همان دولت است که باید برای مشکل محرومان برنامهریزی کند. اگر لازم است مالیات بیشتری از افراد متوسط و متموّل بگیرد یا از منابع دیگر، بودجه کمک به محرومان و معلولان را تأمین کند. در اسلام هیچ کدام از این دو شیوه به تنهایی پذیرفته شده نیست. اصل در همه احکام اسلامی این است که باید به گونهای اجرا شود که مسئولیت فردی انسان فراموش نشده و برجسته باشد. چون انسان با رفتارهای فردی تکامل پیدا میکند. اگر دولت به فقرا رسیدگی کند، ثواب آن به افراد نمیرسد. خیلی فرق است بین آنکه از افراد مالیات اجباری گرفته شود یا آنکه انسان داوطلبانه به مشکل محرومان رسیدگی کند. بهترین راه را اسلام قرار داده تا با خودسازی، روحیات فردی تکامل پیدا کرده و سرانجام در قیامت نیز هر کسی نتیجه عمل خود را میبیند: «وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیامَهًْ فَرْدا»(1)، «لا تَزِرُ وازِرَهًٌْ وِزْرَ أُخْری»(2)، هیچ کس مسئولیت دیگری به عهدهاش نیست: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی»(3)، هر کسی به همان اندازه که سعی و تلاش نموده، از آن بهره میگیرد. این یک اصل کلی در اسلام است.
زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتمو عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کجان؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفت: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفت: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفت:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفت:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفت:آره،الان که تنهایی،وقت سختی
..(گُر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم) -سرمو انداختم پایین-گفتم:آره...
گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش
گفت:ببخشم؟
گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری...
گفت:نه! ازت ناراحت نبودم چیو باید می بخشیدم؟
تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم
گفتم:فقط شرمندتم
گفت:حالا چرا تنها نشستی؟
گفتم:آخه تنهام
گفت:پس من چی رفیق؟ من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت
من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن
اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو
من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،
همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی
اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم
دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو انداختم بغلش،زار زدم،گفتم غلط کردم
گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که توخودم گم بشم
گفتم: دوست دارم….
داد زدمو گفتم: تو بهترین رفیقیییییییییییییییی تو بن بست رفیقی!
یک کلام،خدا تو بهترینی
نگذارید فرزندتان تنها بماند!!
راهنمای والدین برای دوست یابی فرزندان نوجوانشان
دوسـت برای نوجوان ازاهمیت زیادی برخوردار است ، وقتی نوجوان ناراحت است ومشکلی دارد دوستانش از او حمایت میکنند.
اگرچه دوست در سراسرزندگی انسان نقش مهمی دارد اما دردوران نوجوانی این نقش پررنگتر میشود، زیرا نوجوان دوست دارد دراوقات فراغت مدت بیشتری را دوراز خانواده و درکنار دوستان خود سپری کند.
در ضمن نیاز نوجوان به حمایت اجتماعی دراین سن بیشتر است ؛ زیرا از یک طرف به دلیل تغییرات جسمی و عاطفی، نوجوان احساس ناامنی می کند و حمایت دوستان برای او مهم است واز طرف دیـگـــردوســتـــان نـــوجـــوان، اورا در یـــادگـیــری مهارتهای اجتماعی وارتباطی کمک میکنند.
خوب است کـه نوجوان با کسانی که با او مـتـفـاوت هـسـتـند دوست شود ، وقتی او با شخصیتهای جدید ارتباط برقرارکند، افقهای دید او وسیع ترمیشود، دیدگاههای جدیدی یافته و با دیگران بهتر ارتباط برقرارمیکند.
نوجوان برای دوست یابی تمایل زیادی دارد وبرای هماهنگ کردن خود با دیگران بسیار مشتاقانه عمل میکند .
ارتباط فرزند با دوستانش برای والدین نگران کننده است،زیرا میترسند که فرزندشان تحت تاثیر رفتارهای بد آنها قرار گیرد.
والدین باید به صورت غیرمستقیم بردوستان نوجوان خود نظارت داشته باشند ؛ زیرا این دوستان گاهی باعث میگردند تا نوجوان با مشکلات زیادی روبه روشود.
بهترین روش برای قضاوت کردن درمورد دوستان فرزند نوجوانمان ، شناخت کامل
آنها میباشد.
برای شناخت بیشتر آنها ، راحتترین کار این است که تشخیص دهید آیا آنها تاثیرات منفی و ناخوشایندی روی فرزند نوجوان تو دارند یا خیر؟
برای ازبین بردن نگـرانی خـود از جانب دوستان فرزند نوجوان خود میتوانید کارهای زیر
را انجام دهید:
الف) دوستان فرزند خود را بشناسید
با دوستان جدید فرزند خود دوست شوید و وانمودکنید که زندگی آنها برای شما جالب است. با ترتیب دادن مهمانی، تولد و… آنها را در خانه خود گردهم جمع کنید.
این کار علاوه بر اینکه خیال شما را از بـابـت فـرزنـدتان راحت میسازد، باعث میشود که دوستان او را نیز بهتر و بیشتر بشناسید.
ب) داشتن برنامه صحیح برای سرگرم کردن فرزندتان
بهترین راه برای محدود کردن زمانی که فرزندتان بادوستان نامطلوب می گذراند ، این است که کارهای دیگری برای او درنظر بگیرید. فعالیتهایی را ترتیب دهید که فرزندتان دوست دارد، مثلا به او کمک کنید که وارد یک تیم فوتبال شده ویا نام او را در یک کلاس هنری بنویسید .
خلاصه اینکه او را درگیر برنامههایی کنید که دراجتماع فعال ترباشد.
ج) والدین او را ببینید
سعی کنید مادر و پدر دوستان فرزندتان را بشناسید. ملاقات شخصی بهتراست،اما اگراین کارمشکل است میتوانید تلفنی با آنان ارتباط برقرارکنید. با آنها دوستانه و بی غرضانه صحبت کنید واصل کلام را اینگونه عنوان کنید: بچههای ما وقت زیادی را با هم صرف میکنند ؛ بنابراین می خواستم خودم را معرفی کرده و قوانینی را که برای فرزندم دارم
به شما بگویم.
د) او را زیر نظر داشته باشید
وقتی فرزندتان با دوستان بد رفت و آمدمی کند حواستان کاملا به او باشد.
مثلا اگر تغییررفتاری ، نمرات پایین، رفتار خشن ،حالت های غیرمعمول و… دارد بدانید که دوستان بد، تاثیر خود را روی او گذاشتهاند شما باید هرکاری که میتوانید انجام دهید تا ارتباط او با آنان قطع شود. اگرلازم است از معلمهایش، مشاور مدرسه یا یک پزشک روانشناس کمک بگیرید.
هـ) قوانین و نظرات خود را برای فرزندتان بازگو کنید
برای جلوگیری از نفوذ همسالان بد در او، برای او قوانین مشخصی در نظر بگیرید و اطمینان حاصل کنید که به همه آنها واقف است. این قوانین را طوری ترتیب ندهید که درمخالفت مستقیم با دوستان فرزندتان باشد ؛ بلکه آن را بازنگری و نسخه ای از قوانین خانوادگی جلوه دهید و او را ازعواقب تخلف ازاین قوانین مطلع کنید.
همانگونه که بیان شد نوجوانی یکی از مراحل حساس زندگی است ، والدین با کمک
به فرزند نوجوان خود درزمینه گزینش دوست می توانند به نوجوان درگذر ازاین مرحله
به مراحل بعدی و درکل زندگی اورا کمک نمایند.
دوست هرکس،نشان دهنده هویت وموقعیت خاص او درزندگی است ، تا آنجا که گفته میشود”بگو با که دوستی تا بگویم کیستی / برای حفظ و تعمیق هویتی راستین، گزینش یک دوست مناسب ضروری است.
قرآن کریم نیز دوست خوب را بهترین یاری دهنده نسان دررسیدن به اوج سعادت دانسته و درمقابل، دوست بد را مهمترین عامل ناکامی و فرو غلتیدن درشوره زار شقاوت معرفی کرده است.
ترجمه : خلیل پارسا منبع : سایت سوزی میحراب
_________________________________________________________________________________
به گزارش "ورزش سه"، ستاره پرتغالی رئال در این فصل در فرم فوق العاده ای قرار داشت و فصل قبل هم به تیمش کمک کرد تا قهرمان چمپیونزلیگ شود؛ هرچند در جام جهانی نمایش های ضعیفی ارائه کرد.
در مقابل، نویر در جام جهانی به قهرمانی رسید و مسی هم تا فینال این رقابت ها پیش رفت اما راموس معتقد است که هم تیمی اش بهترین کاندیدا برای دریافت توپ طلاست.
او به مارکا گفت:" رونالدو شایسته دریافت توپ طلاست. او یک برنده مادرزاد است و شکست خوردن را دوست ندارد. او دوست دارد به همه عناوین برسد. به عنوان یک دوست، از برنده شدن او خوشحال خواهم شد. البته همه ما دوست داریم به عنوان بهترین شناخته شویم. می دانم که امسال بهترین سال دوران حرفه ای من بود و توانستم چهار قهرمانی به دست بیاورم. این جوایز حاصل کار جمعی است. فوتبال یک ورزشی تیمی است و این تیم رئال تاریخ ساز شد.
فکر می کنم این تیم هیچ محدودیتی ندارد. این تیم، بیش از یک گروه بازیکن است.از اینکه چنین هم تیمی هایی دارم، به خودم افتخار می کنم. این جوایز فردی، از کار تیمی به دست می آید."
راموس همچنین کارلو آنچلوتی، سرمربی تیمش، را مورد ستایش قرار داد و گفت:" آنچلوتی بی نظیر است. او در تیم فوق العاده کار کرد. رئال دوباره شادی اش را به دست آورد. او بازیکنان را درک می کند. ما از بودن او خوشحال هستیم. او یک مربی و یک آدم خوب است."
من آدم مذهبی به این معنا که تسبیحی در دستم وذکر لا اله الا الله برلبم باشدنیستم.اما نماز می خوانم نه برای فریب برای خودم.ودعا میکنم نه برای طلب برای شکر آنچه که به من داده شده چه آنهایی را که میدانم وچه آنهایی را که نمیدانم.ترس از گناه دارم همچون ترس اسیب رساندن به عزیزانم.توکل میکنم چون زندگی را جاده دوطرفه ای می دانم. اگر من بهترین راننده و ماشینم بهترین مدل روز باشد.احتمال اینکه طرف مقابلم ناشی باشد ۵۰پنجاه است.پس با رعایت تمام جوانب سرنوشت امور را دست خدا میدهم.و شرمگین می شوم از اینکه کسی را جز خدا رازق و روزی ده ببینم .تا بترسم از اینکه مبادا نانم را آجر کند.دست به سینه وپشت دوتا کرده در برابر کسی جز خدایم نمی ایستم چون خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد.نه خدا رئیس نه خدا مسئول نه خدا مشتری نه خدا صاحب کار نه خدا زندانبان ونه هیچ خدایی جز الله.برای من مردن هجرت است.من خدا را در رحمن ورحیم یافته ام.من از هیچکس جز خدایم انتظاری ندارم برای همین بی طمع می بخشم..من قرآن خوانده ام و می خوانم.نه برای تکرار طوطی وار آن در مجالس بلکه برای روشنی دل و راهی که در پیش دارم.من مسلمانم.
خیلی نگو من گناهکارم. این را ادامه نده تا به یقین برسد.
ایمان را تبدیل به شک نکن.
بعضی ها احتیاط می کنند عقب عقب می روند از آن طرف پشت بام می افتند.
وقتی بسم الله را بفهمید دیگر نه از جلو می افتید نه از پشت سر.