هر چند به قول معروف دعوای زن و شوهر نمک زندگی است و بروز اختلافات خانوادگی تا حدودی عادی و طبیعی است؛ اما اگر این اختلافات به صورت صحیح مدیریت نشده و به ناسازگاری و تنش تبدیل شود، آسایش و آرامش از دست رفته و زندگی به جهنم تبدیل می شود. اساساً هیچ زن و شوهری را نمی توان یافت که به دنبال شادکامی و شیرینی زندگی نباشند؛ اما عوامل بسیاری دست به دست هم می دهند و اختلافات و ناسازگاری ها را به وجود می آورند که با آگاهی و پیش گیری به موقع از آن ها، می توان لذت زندگی مشترک و خوشبختی را بیش از پیش احساس کرد.
برخی از آن علل و عوامل عبارتند از:
1ـ ازدواج تحمیلی؛ ازدواج هایی که با فشار و اصرار والدین صورت می گیرد، به دلیل نبود عشق و علاقه لازم بین زوجین دوامی نخواهد داشت و اختلافات و ناسازگاری های زیادی را در پی خواهد داشت.
2ـ فریب کاری ها و وعدهای دروغ پیش از ازدواج.
3ـ هم کفو نبودن و عدم سنخیت فرهنگی؛ زن و شوهری که از نظر سطح فرهنگ، اقتصاد، تحصیلات، دینداری، میزان سن، علاقه ها و سلیقه ها، نوع زندگی خانوادگی و ... با هم تناسب و هماهنگ نباشند، غالباً با مشکلات و تنش های زیادی مواجه خواهند شد.
4ـ عدم درک متقابل و آشنایی با خصوصیات یکدیگر؛ عدم شناخت روحیات، علایق، طرز بینش و تفکر، خصلت ها و ویژگی های خاص هر یک از همسران توسط دیگری، یکی از عوامل بسیار جدی در ناسازگاری ها می باشد.
5ـ عدم آشنایی با آئین همسر داری و توجه نکردن به وظایف و حقوق یکدیگر؛
6ـ بد اخلاقی و بد رفتاری؛ بداخلاقی و پرخاشگری زن و شوهر به یکدیگر، بد زبانی نسبت به هم و احترام نگذاشتن آن ها به یکدیگر، روابط حسنه آنها را تبدیل به نزاع، درگیری و مشاجره و در نهایت جدایی می کند.
7ـ ضعف ایمان، بی تقوایی و بی عفتی؛ ضعف ایمان و بی تقوایی موجب مسئولیت ناپذیری، گناه و بی بند و باری، رعایت نکردن عفاف و پاکدامنی و در نهایت از هم گسیختگی خانواده می شود. هوس رانی، نگاه های آلوده، بی حجابی و بد حجابی، زندگی مختط و فساد انگیز علاوه بر حرمت شرعی، حس وفاداری به همسر را تضعیف و در نتیجه باعث بروز اختلاف و کشمکش بین زن و شوهر می گردد.
8ـ بدبینی و سوء ظن؛ ابتلا به بیماری بدگمانی، قلب انسان را تیره و تار می کند و باعث می شود بی جهت نسبت به اعمال و رفتار همسرش بی اعتماد شده و درباره او احتمال خیانت دهد. این بدبینی زندگی را تلخ و موجب ناسازگاری می شود.
9ـ توقعات و انتظارات بی جا؛ انتظار این که همسرمان همان گونه که ما می اندیشیم و رفتار می کنیم باشد.
10ـ عدم راستی و صداقت؛ صداقت از مهم ترین سرمایه های زندگی است که اگر نباشد پایه های آن لرزان است.
11ـ عیب جویی و مقایسه کردن همسر با دیگری؛ مقایسه کردن مرد همسرش را با زنان دیگر، باعث می شود که امتیازات و زیبایی های زن خودش را نبیند و این کار موجب حساسیت های منفی نسبت به همسر و سرزنش یا تحقیر وی شده و تضعیف روابط، کدورت ها، عداوت ها و اختلافات را در پی خواهد داشت.
12ـ عدم تأمین نیازهای غریزی و جنسی؛ ناخرسندی از روابط (نحوه یا میزان) جنسی، نارضایتی از زندگی خانوادگی را در پی دارد. در بسیاری از موارد، تندخویی و پرخاشگری مرد، ریشه در عدم رضایت او از رابطه جنسی با همسر دارد؛ چرا که در سایه ارضای میل جنسی علاوه بر تأمین نیاز جسمانی، فرد از لحاظ اخلاقی، فکری و روانی به آرامش می رسد که حتی به راحتی از بعضی از ناهماهنگی ها در زندگی زناشویی که رخ می دهد، چشم می پوشد.
13ـ عدم توجه به آراستگی و زیبایی ظاهری و وضع لباس و آرایش نکردن زن به همسرش.
14ـ بی مهری و ابراز نکردن محبت؛ ملاط زندگی عشق و محبت است. اگر مهر و محبت در خانواده کم رنگ شود، انگیزه زندگی نیز از بین می رود.
15ـ دخالت های بی جا و ناروا از طرف خانواده های زن و مرد و وابستگی شدید آن ها به والدینشان.
16ـ خود خواهی و انحصار طلبی؛ برخی از همسران، به خصوص زنان می خواهند تمام اوقات، فکر و کار همسرشان را به تصاحب خود درآورند، به طوری که دوست دارند بخشی از وقت خود را به مطالعه یا ارتباط با دوستان و بستگانشان اخصاص دهند.
17ـ عدم توجه زن به نقش مدیریتی مرد و عدم تبعیت و نافرمانی زن از شوهر.
18ـ خسیس بودن مرد؛ بعضی از مردان با وجود مال و ثروت، می ترسند که مبادا پولی از آن ها کم شود و برای راحتی همسر و فرزندانشان پول خرج کنند.
19ـ عدم احترام به خویشاوندان به خصوص پدر و مادر یکدیگر.
20ـ بیکاری، فقر و مشکلات اقتصادی و عدم قناعت در زندگی.
21ـ عدم رعایت حال همسر به خصوص در دو زمان، الف) انعقاد نطفه تا پایان شیردهی؛ ب) عادت زنانگی (رگل).
22ـ عدم توجه زن به نقش خانه داری و فرزند پروری خود در خانه و اشتغال آن ها در بیرون از خانه.
23ـ پایین بودن سطح تحمل و عدم گذشت در زندگی؛ اگر زن و شوهری سختگیر باشند و از خطاهای یکدیگر چشم پوشی نکنند، زندگی به جهنم تبدیل می شود.
24ـ عدم مدیریت صحیح و نبود نظم و برنامه در زندگی، عدم توجه به مشاوره، مشارکت و سهیم بودن در زندگی، انعطاف ناپذیر و خودرأیی.
25ـ معاشرت های نا مناسب و چشم و هم چشمی ها.
26ـ رفتارها و صفات اخلاقی زشت مثل: سخن چینی، توهین، و تحقیر یکدیگر، طعنه و زخم زبانها، لجاجت، حسادت و عادات نا مناسب مثل وسواس.

شرکت امتداد پارسه، عرضه کنندهی لپتاپ، تبلت و گجتهای پوشیدنی که علاوه بر عرضهی محصولات مختلف نسبت به ارائه خدمات پس از فروش از آنها اقدام میکند دانش لازم برای تعمیر و ارائه سرویس به تبلتهای سرفیس پرو ۳ را بدست آورده است تا در سریعترین زمان ممکن، سرویس مناسب را در اختیار مشتریان خود قرار دهد.
از آنجایی که تبلتهایی همچون سرفیس، بسیار سبک و باریک هستند، قطعات آنها به شکل فشردهای در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این موضوع باعث میشود تا این محصولات سبک و باریک باشند اما در عوض تعمیر و رفع ایراد آنها مشکل شود.
مهمترین چالش پیشرو در تعمیر سرفیس پرو ۳، باز کردن آن است چرا که صفحه نمایش بر روی بدنه چسبانده شده و از آنجایی که این صفحه نمایش بسیار باریک است با کوچکترین فشار بیش از حد، خرد میشود. از آنجایی که پنل لمسی و صفحه نمایش با یکدیگر یکپارچه شدهاند اگر در هنگام باز شدن فشار یا حرارت بیش از حد وارد شود ممکن است به صفحه نمایش آسیبی وارد نشود اما پنل لمسی از کار بیافتد. به همین دلیل باز کردن تبلت سرفیس، مهارت، دقت و تجربهی خاص خود را طلب میکند. امتداد پارسهی برای نشان دادن دانش فنی خود برای باز کردن تبلت سرفیس از زومیت دعوت کرد تا به مرکز خدمات این شرکت دیدن کند. تکنسینهای این شرکت تبلت را قدم به قدم ابتدا از صفحه نمایش و سپس بخشهای دیگر باز کردند و سپس مجدد سرهم کردند.
در سرفیس پرو ۳ از پردازندهی هسول استفاده شده است که نیاز به فن برای خنک کردن دارد. در سرفیس پرو با وجود باریک بودن تبلت از یک سیستمخنک کنندهی بسیار ظریف استفاده شده است. این فن به عنوان اختراع جدید شرکت اینتل و مایکروسافت برای نخستین بار در کالایی استفاده شده است. سرفیس پرو به حافظهی رم ساخت سامسونگ و SSD ساخت هاینیکس مجهز شده است. باتری LI-ION دستگاه به چهار قسمت تقسیم شده است که از طریق یک برد به یکدیگر متصل شده است. مایکروسافت با این اقدام خود نه تنها موفق شده است تا باتری پر ظرفیتتری را در این دستگاه جای دهد بلکه، دمای ایجاد شده از آن را نیز در کل سیستم پخش کرده است. از دیگر موارد قابل توجه وجود دو کنترلر جداگانه برای لمس با دست و لمس با قلم برای صفحه نمایش است. برد نیز توسط فاکسکان تولید شده است.
امتداد پارسه که از مدتها قبل عرضهی تبلتهای سرفیس به بازار کشور را آغاز کرده و سرویس و خدمات پس از فروش آن را برعهده گرفته، اخیرا دانش فنی تعمیر این محصولات را بدست آورده و موفق شده است این محصول را باز کرده و نسبت به تعویض یا تعمیر بخشهای مختلف آن اقدام کند.
امتداد پارسه کلیه خدمات سخت افزاری سرفیس از جمله تعویض صفحه نمایش، حافظه، دوربین اسپیکر و دیگر مواردی که نیازمند باز کردن دستگاه باشند را در ایران ارایه میدهد.
منبع زومیت
به آل علی پیوستم ناز شستم
جام تشار رو شکستم ناز شستم
از کوثر حیدر نوشیدم ناز شستم
کلاوه و کمر گسستم ناز شستم
احرام حج پوشیدم ناز شستم
روزه قول طاسی شکستم ناز شستم
صوم ماه رمضان هستم ناز شستم
از جم خانه رخت بستم ناز شستم
در میخانه حیدر نشستم ناز شستم
از پردیو قبله شکستم ناز شستم
رو به زادگاه علی بستم ناز شستم
از نظام و سام بیزارم ناز شستم
در بیعت مرتضی هستم ناز شستم
از ماتم حسین در حزنم ناز شستم
سنگ برنظام بستم ناز شستم
در روضه حسین مستم ناز شستم
از صهبای عباس مستم ناز شستم
از عشق علی مستم ناز شستم
حیدر پرستم ، مستم ناز شستم
آغاز لیگ منتقدان کیروشلیگ برتر فوتبال ایران از فردا آغاز خواهد شد و هواداران فوتبال منتظر عملکرد منتقدانی هستند که طی چند روز گذشته کیروش را به دلیل اتخاذ سیستم نادرست و حذف در جام ملتهای آسیا مورد انتقاد قرار دادند. |
|
به گزارش "ورزش سه"، هفته هجدهم لیگ برتر طی فردا و روز جمعه با برگزاری دیدارهایی در شهرهای مختلف برگزار میشود و هواداران فوتبال ایرانی منتظرند تا عملکرد کادرفنی تیمها را در این تعطیلات و با تغییراتی که ایجاد کردهاند ببیند.
سرمربیانی که طی این مدت و بعد از حذف ایران از جام ملتهای انواع و اقسام انتقادات را متوجه کارلوس کیروش و تیم رهبریاش کردند. از بازی دفاعی و سیستم رو به عقب تیم ملی و نداشتن مالکیت توپ تا... حالا همانطور که گفته شد همه منتظرند تا ببیند حمید درخشان، امیر قلعهنویی، حسین فرکی و ... در ویترین مربیان لیگ برتری هستند که بلافاصله بعد از حذف تیم ملی تیغ انتقادات خود را به سمت کارلوس کیروش روانه کردند. اکنون فرصت آن است که این مربیان در بازیهای این هفته لیگ برتر خود را اثبات کنند و نشان دهند از نظر فنی بالاتر از سرمربی تیم ملی هستند. امیر قلعه نویی – حسین فرکی امیر قلعهنویی در اولین بازی تیمش بعد از تعطیلات لیگ به مصاف سپاهان خواهد رفت. تیمی که در دور رفت به بدترین شکل این تیم را متوقف کرد و شکست سختی را به استقلال تحمیل کرد. اکنون دو مربی روی نیمکت دو تیم این فرصت را دارند تا در زمین صاف آزادی فوتبالی در خور شان فوتبال دوستان ایرانی ارائه دهند. دست هر دو تیم هم از نظر کیفی بالاست و امیر قلعهنویی که 6 بازیکن ملیپوش در ترکیب تیم ملی داشت و ادعا میکند بازیکنان دیگری هم مثل یعقوب کریمی و میلاد فخرالدینی و ... هم باید دعوت میشدند باید به مصاف حسین فرکی برود که او هم ضمن انتقاد به شیوه سرمربیگری کیروش مدعی بود از تیمش باید حداقل 4 نفر در تیم ملی حضور داشته باشند. حضور این تعداد بازیکن ملیپوش از دو تیم ملی میتواند به کیفیتی که مربیان دو تیم از بازی انتظار دارند کمک بسزایی کند و رد و بدل شدن گلهای فراوان و موقعیتهای حساس میتواند فوتبالدوستان را از دیدن این بازی راضی به خانههایشان بفرستد. این کوچکترین انتظاری از مربیان دو تیم در این بازی است. میانگین گلزده دو تیم در بازیهای لیگ برتر در این فصل، عدد 52/1 را برای سپاهان و 7/1 برای شاگردان امیر قلعهنویی را نشان میدهد که این عدد در چهار بازی تیم ملی در جام ملت ها 75/1 بود. حمید درخشان حمید درخشان منتقدترین مربی فوتبال ایران محسوب میشود که از علی دایی تا قطبی، از بگوویچ تا گل محمدی و کیروش از او خاطره دارند. در تندترین انتقادش مدعی شد که هرگز به مربی 45 روزه نباخته است و شاید در خاطرش نبود که بعد از قبول هدایت پرسپولیس و در 24امین روز هدایت حسین فرکی در سپاهان به این تیم در یک بازی انتقادآمیز و سراسر تدافعی بازی را واگذار کرده بود. حمید درخشان در این فصل هرگز نتوانسته هواداران تیمش را راضی کند و باختهای پیاپی او هم باعث شده هواداران این تیم ناامید به این فصل باشند. درخشان که مدعی بود با جذب چند بازیکن تیم متفاوتی را در نیم فصل روانه مسابقات خواهد کرد باید در اولین گام به مصاف ذوب یحیی گل محمدی برود و عدم نتیجه گیری در این بازی پرسپولیس را کاملا از لیگ برتر دوره چهاردهم دور خواهد کرد. درخشان هم در این فصل تیمش با میانگین 1/1 گل زده عملکرد مثبتی در این فاز نداشته و باید منتظر ماند تا در ادامه مسابقات فوتبال هجومی به سبک سرمربی این تیم را دید و هواداران منتظر همان پرسپولیسی باشند که بارها وعده ان را شنیده اند. در شرایطی که فوتبال ایران پس از شکست تیم ملی در جام ملتهای آسیا فضای دوقطبی را تجربه میکند و دور، دور منتقدین و علاقمندان به سرمربی تیم ملی است امیدواریم هیجان لیگ خیلی زود جای غم حذف از استرالیا را بگیرد و البته شرایط فنی رقابتهای پیش رو طوری باشد که کارلوس کیروش دیگر جرات نکند مربیان استقلال و پرسپولیس فاقد صلاحیت فنی مربیگری بداند. این جنگی است که امیدواریم نتایجش به بهبود کلی شرایط فوتبال ایران منجر شود. |
حمله تند آندرانیک به قلعه نوییبازیکن تیم ملی فوتبال ایران میگوید مردم تلاش بازیکنان را در استرالیا دیدند و به همین خاطر با این تیم ارتباط برقرار کردند. |
|
به گزارش "ورزش سه" و به نقل از ایسنا، آندرانیک تیموریان درباره وضعیت تیم ملی در جام ملتهای آسیا، انتقادهایی مطرح شده، جداییاش از استقلال و حرفهای تازه امیر قلعهنویی صحبت کرد:
*تیموریان و سومین حضور در جام ملتهای آسیا بعد از دو دورهای که به همراه تیم ملی در جام ملتهای آسیا حضور داشتم فکر میکنم دوره خوبی را این بار در استرالیا پشت سر گذاشتم. پیش از حضور در این مسابقات خیلی امیدوار بودیم که بتوانیم با مدال برگردیم چرا که تیم همه معیارهای موفقیت را به همراه داشت. بازیهای خیلی خوب و منطقیای را هم انجام دادیم اما در مرحله یک چهارم اتفاقاتی افتاد که نتیجه از دستمان خارج شد. نود دقیقه 10 نفره بازی کردیم، دو بار هم عقب افتادیم اما جبران کردیم. مردم دیدند که تیم ملی هم از نظر ذهنی و هم از نظر فنی تغییراتی داشته است. در این ده، پانزده سالی که بازی کردهام ندیدم تیمی بتواند 90 دقیقه 10 نفره این چنین بازی کند و دو بار به میدان برگردد ولی ما این کار را انجام دادیم. *تیم جام ملتها، تیمتر از جام جهانی؟ فکر میکنم جوانانی که در استرالیا به تیم اضافه شدند در آشفته بازار فوتبال ایران دیر چهره شدند. متاسفانه در فوتبال ایران نه استعدادیاب داریم نه سیستمی که بتواند این بازیکنان را زودتر به فوتبال معرفی کند. باید سیستم درستی داشته باشیم که بتواند این بازیکنان را زودتر به فوتبال معرفی کند. من اسم خودم را فوتبالیست نمیگذارم اما دوست دارم اگر چیزی یاد گرفتهام آن را به جوانان انتقال بدهم. فکر میکنم این بازیکنانی که در تیم ملی بودند تمام تلاششان را برای موفقیت انجام دادند و تلاش کردند که دل مردم را شاد کنند.کیروش آدمی منطقی و حرفهای است و از داشتههایش بهترین استفاده را میبرد. اگر تیم ایران، تیم بود به خاطر احترام دو طرفهای بود که بین بازیکنان حاکم شده بود. بازیکنان جوان بازیکنان مودبی بودند و میدانستند باید در تیم ملی سطح بالاتری از توانایی فنی خود را ارائه کنند. فکر میکنم کلیه اعضای تیم میخواستند که "تیم" باشند و سرمربی و کادر فنی هم دلسوز بودند و شبانهروز برای ما کار کردند و بدون کمترین بازی تدارکاتی ما را آماده کردند. *مردم این تیم را خیلی دوست داشتند فکر میکنم تلاش و همبستگی که در زمین داشتیم را مردم دیدند. مردم با عکسهایی که ما با هم میانداختیم، صمیمیت تیمیمان را میدیدند. این تصاویر نشان میداد که در تیم چه میگذرد. همه این اتفاقها باعث شد که مردم با این تیم ارتباط برقرار کردند. *عده کمی منتظر باخت تیم ملی بودند کسانی که بعد از باخت تیم ملی شروع کردند به مصاحبه علیه تیم و سرمربی تیم ملی، خودشان در این جایگاه بودند. همین اتفاق برای آنها هم افتاد اما کسی به آنها اعتراضی نکرد. این عده معدود فقط خواستند کیروش را خراب کنند اما این واقعیت است که کیروش کارنامهای قویتر از همه مربیان ما دارد. در بهترین لیگهای فوتبال حضور داشته است اما هیچ وقت درباره خودش حرف نزده و منیتی هم نداشته است اما بعضی از مربیان ما مدام "من"، "من" میکنند. آنها عوامفریبی میکنند و با حرفهایشان فضای فوتبال را مسموم میکنند. *انتقادها از ملیپوشان استقلال من بعد از جام جهانی شرایط مناسبی نداشتم اما تمرین کردم و خیلی زود به شرایط گذشته بازگشتم اما آنها مدام در مصاحبههایشان میگفتند "ملیپوشان این طور بودند یا آن طور". علی دایی این همه در پرسپولیس باخت اما یکبار تقصیر را نینداخت گردن بازیکنان. مسوولیت باختهایش را خودش بر عهده گرفت. مردم هم فوتبال را خوب میفهمند. فرض کنیم، ملیپوشان خوب نبودند اما آقایان تا به حال به نتایج سالهای قبلشان نگاه کردهاند؟! بعضی از آقایان برای ماندن در فوتبال فقط دنبال عوام فریبی هستند. هر نفری یک تاریخ مصرفی دارد و فکر میکنم تاریخ انقضای بعضی از آقایان به اتمام رسیده است و باید بروند. ما فقط در تیتر روزنامهها و سایتها حرفی برای گفتن داریم. آیا بعضی از این منتقدان را اصلا کسی در فوتبال آسیا میشناسد؟! فوتبال آسیا به غیر از علی دایی کس دیگری را به عنوان یک مربی ایرانی میشناسد؟ چطور میشود شما سرمربی یک تیم باشی و نتوانی به زبان انگلیسی صحبت کنی؟ فارسی زبان رسمی ایران است اما اگر مربیای ادعای حرفهای بودن دارد باید بتواند یکی، دو زبان دیگر هم صحبت کند. *آینده تیم ملی فقط یک حرف درباره کیروش دارم. او با دل پاکش به فوتبال ایران کمک کرد. تیم ایران هر دورهای که به جام جهانی رفته با مربی خارجی این اتقاق افتاده است. برایم غیر قابل تصور است که دیگر کیروش در تیم ملی نباشد. من برای خودم حرف نمیزنم. من دلم برای فوتبال ایران میسوزد. من فوتبال ملیام را بازی کردهام. در اروپا هم حضور داشتهام، تجربه هم به اندازه خودم دارم. برای آینده فوتبال و جوانانی که در تیم ملی حضور دارند این حرفها را میزنم. من عشق شهرت نیستم و چاپ عکس در صفحه اول روزنامهها برایم جذابیتی ندارد اما بعضی آقایان با ارتباطهایی که دارند و به واسطه دوستانشان علاقه دارند مدام در صفحه اول روزنامهها باشند. اگر کیروش برود فضایی که در لیگ وجود دارد به تیم ملی هم میآید. باید کیروش بماند. من برای خودم حرف نمیزنم. قبل کیروش هم بازی میکردم. ما حداقل با کیروش حرفی در آسیا داشتهایم. چطور میشود که رسانههای استرالیایی و چهرههایی چون بوسنیچ و آلویسی از فوتبال ایران تعریف میکنند اما بعضی از آقایان در ایران علیه تیم ملی کشورشان حرف میزنند؟ یا آنها فوتبال متوجه نمیشوند یا بر عکس این ماجرا وجود دارد. عوامفریبی نکنید. آدمهای دور و اطرافتان را جلو نیندازید و خودتان را پشت آنها پنهان نکنید. خودتان باشید. صدای ضبط شده نباشید. مردم ایران عقل دارند و خودشان میدانند درباره آدمها چگونه قضاوت کنند. اگر با کسی مشکل دارید رودرو حرف بزنید، نه اینکه در سایتها و روزنامهها عوامفریبی کنید. کیروش به فوتبال ایران درس داد. آنهایی که خواستند، یاد گرفتند و آنهایی که درس نگرفتند، فقط خودشان را علامه دهر میدانند! * پاسخ به حرفهای قلعهنویی اگر سرمربی یک تیم مسئول جدایی بازیکنان نیست، پس کیست؟ آقایان یادشان رفته در جلسههایی که من در باشگاه استقلال برگزار میکردم و آنها هم در برخی از این جلسهها حضور داشتند میگفتند اگر نمیتوانید حقوق آندو را بدهید، آزادش کنید برود. راحت حرف از جدایی من زدند و حالا میگویند آندو را میخواستیم! بدون شک وقتی بازیکنی از یک تیم جدا میشود با دستور سرمربی است. آقایان خیلی راحت میتوانستد با جدایی من مخالفت کنند و به مدیرعامل باشگاه بگویند آندو را می خواهیم و باید تحت هر شرایطی به تعهداتی که باشگاه به من داده عمل شود اما هرگزچنین حرفی نزدند. البته باید بگویم اگر آنها هم من را می خواستند دیگر در استقلال نمی ماندم چون فضا برای ماندم در این تیم از همان هفتههای نخست نیم فصل اول مهیا نبود و با مصاحبههایی که آقایان می کردند آرامش ذهنی را از من و دیگر ملی پوشان گرفتند. لازم است یادآوری کنم که با اتفاقاتی که درتمرینات استقلال رخ داد دیگر ماندن من دراین تیم صلاح هم نبود. همه دیدند که برخی از لیدرها چگونه به من و نوامیسم فحاشی کردند و برخی از آقایان وقتی این صحنه ها را دیدند فقط نگاه میکردند. تمام این رفتارها به علاوه بدقولیهای مکرر باشگاه استقلال و وعدههای کذب برخی اعضای هیات مدیره که به وقتش درباره نحوه قراردادی که با من بسته شد افشاگری می کنم، باعث شد من تحت فشار قرار بگیرم و از استقلال بروم. آنها حالا به خواستهشان رسیده اند و دیگر آندویی در استقلال نیست که آقایان بخواهند در نشستهای خصوصیشان باخت ها را گردنش بیندازند. شما فکر میکنید من دوست داشتم ازاستقلال بروم؟ نه، هرگز. هیچ هواداری باور نمیکند که دل آندرانیک تیموریان با استقلال نباشد اما بعضیها مدام خط میدادند که علیه من بگویند دل آندو با استقلال نیست. شما فکر می کنید آنها عاقبت به خیر می شوند؟ آقایانی که مدعیاند باعث جدایی من ازاستقلال نبودند یادتان نیست میگفتید آندو را آزاد کنید برود. چرا با لیدرهایی که به من و نوامیسم فحش دادند برخوردی نشد؟ چرا نرفتید مشکلات من را حل کنید؟ چرا زیر قول و قرارهایی زدید که در قراردادم بود و کاری نکردید که فضا برای ادامه کارم دراستقلال مهیا شود؟ برای اینکه راحت باشند فقط صورت مسئله را پاک کردید که کردید. آنها دل من را شکستند. آنهایی که باعث جدایی من ازاستقلال شدند را به خدا واگذار میکنم و امیدوارم شبها راحت بخوابند. هیچ وقت آنها را نمیبخشم و مثل ناصرخان حجازی که پیش از مرگش گفت بعضیها را در استقلال هیچ وقت حلال نمیکنم من هم بعضیها را هیچ وقت حلال نمی کنم چون باعث و بانی جدایی من ازاستقلال بودند و با رفتارها و تصمیم گیریهایشان اجازه ندادند من در استقلال بمانم. این جدایی تلخترین اتفاقی بود که درتمام طول دوران ورزشی ام رخ داد. هیچ وقت فکر نمیکردم با من که متولد آکادمی باشگاه استقلال بودم هم چنین برخوردهایی شود اما میبینم که برایشان تفاوتی نمیکند که سابقه یک بازیکن چیست و چه جایگاهی دارد و فقط فکر خودشان و اهدافشان هستند. *حضور در تراکتورسازی سابقه بازی درتراکتورسازی را داشتم و با برنامه ریزی و تفکر این تیم را انتخاب کردهام. از انتخابم خوشحالم و مطمئنم که روزهای خوبی در تبریز خواهم داشت. من وقتی از فوتبال انگلیس به ایران برگشتم درخدمت تراکتورسازی بودم که خاطرات خوبی با هواداران این تیم دارم و حالا هم میخواهم دوباره این خاطرات تکرار شود. بدون شک با تمام وجودم برای تراکتوسازی بازی خواهم کرد و امیدوارم که با این تیم در رقابتهای آسیایی باعث سربلندی فوتبال ایران شویم و در پایان لیگ هم به قهرمانی دست یابیم. تراکتورسازی را با علاقه انتخاب کردم و امیدوارم با حمایت هواداران روزهای خوبی را برای فوتبال تبریز رقم بزنیم.
|