جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

حزب‌الله تلافی کرد؛ ۱۷ نظامی صهیونیست در عملیات "شبعا" از پای درآمدند

انهدام ۹ خودروی کاروان نظامی اسرائیل در عملیات حزب الله

فسطینی‌ها تبریک گفتند

حزب‌الله: عملیات شبعا بخشی از پاسخ به حمله قنیطره بود

استفاده حزب‌‌الله از موشک‌‌های پیشرفته "کورنیت" در عملیات شبعا

مهمترین رویدادهای مربوط به حمله امروز به کاروان نظامیان صهیونیست در منطقه شبعا به شرح زیر است:

برای دیدن خبر های لحظه به لحظه به ادامه مطلب مراجعه نمائید

گلوله های ضد تانکی که امروز توسط حزب الله به سمت کاروان خودروهای اسرائیلی شلیک شد نام شهدای قنیطریه از جمله شهید جهاد مغنیه نوشته شده بود. 

 عکس خمپاره شلیک شده حزب الله و نتیجه اش

 همچنین تلویزیون اسرائیل این عکس را از کاروان خودرویی این رژیم بعد از حمله حزب الله نشان داد.

خمپاره شلیک شده حزب الله و نتیجه اش (عکس)

گلوله شلیک شده حزب الله و نتیجه اش (عکس)

عملیات مرصاد نوشتمان (سوم)

بله دوستان آتش تهیه ای که در صبح ساعت چهار 1367/4/31شروع شدبه نقل

از کارشناسان نظامی در طول تاریخ جنگ بی سابقه بود.خلاصه تا ساعت 10 صبح 

همان روز آتش تهیه ادامه داشت و ما یارای هیچ نوع مقابله یا پاسخی را نداشتیم

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟

چون مهمات نداشتیم.

ساعت 10 صبح بود که تمام ارتباطات مان بخاطر انفجارها و قطع

سیمهای سیاه تلفنهای قورباغه ای قطع بود.از داخل سنگر دیدم

که یک وانت تویوتا با سرعت از جاده خاکی پایین سنگرمان رد شد و

صدای بلند اعلام کرد عقب نشینی عقب نشینی و در یک گونی که

نصفه بود کنسرو مرغ اتکا را از وانت انداخت و برگشت و رفت.رادیو

دو موج در جبهه ممنوع بود ولی برای منشی ها آزاد بود.وما هم چنان داشتیم

در داخل سنگر اخبار را گوش میدادیم.که در اخبار ساعت 10 صبح مورخه

1367/4/31از کرمانشاه اعلام شد که.

دقیقا متن خبری که از رادیو کرمانشاه با آهنگ ویژه جنگ پخش شد:

مزدوران عراقی بی شرمانه تا سرپل ذهاب پیش روی کردند.

ما با شنیدن این خبر جدا داشتیم شاخ درمیاوردیم .یعنی چه ؟این دیگه چه نوع

عملیاتیه .اگه از ساعت 4 صبح کسی میخواست این مسیر را در آن جاده های

خراب حتی در زمان غیر جنگ طی کند و هیچ رزمنده ای هم جلویش را نگیرد بازهم

با این سرعت نمیتواند از سرپل ذهاب سر در بیاورد.آنهایی که در این مناطق حضور

داشتند میدانند که چنین پیشرویی غیر ممکن است .

مگر اینکه از قبل کسی به عراقی ها اطلاع داده باشد که 

نگران نباشید .جلو بروید .هیچ رزمنده ایرانیی تیر ندارد تا طرف شما

شللیک کند .راحت پیش روی کنید.

خلاصه اینکه ما در سنگرمان بدون هیچ گلوله ای نشستیم و بعد از 6 ساعت 

شروع حمله دشمن بهمون گفتند که عقب نشینی کنید.سنگر ما در نفت شهر بود

حالا شما حساب کنید خط مقدم در یک نقطه در نفت شهر باشد .عراقی ها چگونه

در 6 ساعت .در منطقه سرپل و قصر شیرین قیچی کرده اند؟؟؟

با شنیدن فریاد عقب نشینی که از آن وانت تویوتا اعلام شد همه سربازان و درجه داران

که همگی بدون استثنا ارتشی بودند .با دست کاملا خالی شروع به عقب نشینی کردند

حالا شما حساب کنید با چند تا گلوله ای که در جیبمان مانده است چگونه میشود یا

چگونه میشد که جلوی این پیشروی فوق سریع عراقی ها را گرفت و یا اینکه چگونه 

میشد از حلقه محاصره وسیعی به وسعت (از نفت شهر تا سرپل ذهاب)را شکست ؟؟

و از این محاصره جان سالم بدر برد؟ یا از کیان بر باد رفته کشور دفاع کرد؟؟

در حال عقب نشینی بودیم که چند تا گلوله مان هم تقریبا تمام شده بود.از شیارها

و تراشه های طبیعت داشتیم رد میشدیم ولی مشکل بیشتر میشد .آن هم هلی برن

تنگ تنگ عراقی ها بود.

بیشتر از اینکه به فکر دفاع از خاک مان و یا خلاص کردن جانمان باشیم .یک فکرخیلی

خیلی خیلی خیلی بیشتر اذیت مان میکرد .ویک علامت سوال بزرگ در ذهن مان ایجاد 

شده بود و آن هم این سوال بود که :

چرا دولت خودمان مهمات مان را از ما گرفت؟

بقیه  نوشتمان بعدی

 

 

 

۶نکته ظریف از دکتر بودن برای چربی سوزی

۶نکته ظریف از دکتر بودن برای چربی سوزی

اگر هدفتان این است که در ناحیه شکم ، شش تکه عضلانی را نمایان کنید شاید بتوانید از این طرح متفاوت استفاده کنید که احتمالا با خیلی از دانسته های شما فرق می کند. دکتر جانی بودن کارشناس کاهش وزن است که در روانشناسی هم تحصیلات دارد  و ۹ کتاب در ضمینه سلامت ، درمان غذا و طول عمر نوشته است.دکتر بودن می گوید : در زمینه نیازمندی های چربی سوزی و سلامت سوء تفاهم های فراوانی وجود دارد به ویژه در این رابطه که چه باید بخورید و چه نباید بخورید . در این مقاله دکتر بودن ۶ نکته ظریف در مورد کات کردن یا چربی سوزی می گوید.

 ۱-حذف وعده قبل تمرین 

شما به خوردن یک وعده مکمل حدود ۳۰ دقیقه قبل از تمرین عادت دارید چرا که می خواهید ۲۰ گرم پروتئین و ۲۰ الی ۴۰ گرم کربوهیدرات برای بدن تامین کنید تا از تخریب عضلات جلوگیری کنید و انرژی را تا آخرین ست تمرین حفظ کنید.اما اگر این رویه در چربی سوزی برایتان موثر نبود ، توصیه می شود وعده قبل از تمرین را صرف نظر کنید. در روزگار قدیم در باشگاه گلدز جیم ، افرادی مثل آرنولد و فرانکو کلمبو و فرانک زین هرگز قبل از تمرین خود چیزی نمی خورند. آنها اساتید فیزیولوژی نبودند اما می گفتند که: (با این روش چربی بیشتری می سوزانید ) و باید گفت که حق با آنها بود. بهترین زمان برای تمرین در فاز چربی سوزی صبح است یعنی بعد از گرسنگی اجباری شبانه که حین خواب به وجود می آید و قند خون پایین است . سئوال این است که چرا قبل از تمرین باید گلوکز و کربوهیدرات خورد تا حین تمرین فقط همان بسوزد. برای کسانی که نمی توانند با شکم خالی تمرین کنند توصیه می شود یک غذای زود هضم میل کنند مثل سیب ، پرتقال یا یک پیمانه پروتئین وی قبل از تمرین.

 ۲- بعد تمرین بدون تغذیه 

تغذیه تا حد فاصل ۳۰ دقیقه بعد از تمرین هم خیلی مورد تاکید نیست. یک مکانیزم اجباری وجود دارد که ما گرسنه می شویم و پس از آن پر خوری می کنیم چون از لحاظ روانی فکر می کنیم چون تمرین کرده ایم پس می توانیم کالری اضافه بخوریم.در این حالت دچار یک اضافه دریافت کالری می شویم. اما برای چربی سوزی و حفظ عضلات شاید بهتر باشد که بعد از تمرین چیزی نخورید تا اجازه دهید که که بدن سلول های باز چربی را تخریب کند و از آنها برای بازسازی و تامین انرژی استفاده نماید … بجای اینکه سوخت بیشتری استفاده کند. این بحث داغی به راه می اندازد مبنی بر اینکه ذخایر گلیکوژن شما ۱۸۰۰ کالری نهفته است. آیا می دانید چند ساعت تمرین لازم است تا ۱۸۰۰ کالری بسوزد؟ اکثر افراد نباید نگران این موضوع باشند. اگر متابولیسم سریعی دارید ، به انسولین مقاومت ندارید،و متابولیسم کربوهیدرات در بدنتان خوب است قند بعد از تمرین خوب است اما ۹۹ درصد مردم در این دسته قرار نمی گیرند . این افراد برایشان مصرف قند بعد از تمرین خوب نیست.

 ۳-چربی خوری اصولی 

به نظر خوب نمی آید اما بدنتان نیاز به چربی چه از نوع اشباع و چه از نوع غیر اشباع آن دارد تا سالم و کم چرب بماند. افزودن مقدار زیادی چربی به رژیم غذایی کمک می کند تا مو، پوست و ناخن های شما تغذیه شوند و پایه هورمون هایی مثل تستستورون در بدن ساخته می شود. انسان های اولیه گوشت کم چرب نمی خورند ، آنها هرچه که می توانستند با آن سیر شوند را می خوردند، مثل ماهی ، گراز و … بنابراین اگر غذاهایی مثل تخم مرغ ، نارگیل یا گوشت قرمز دام علف خوار بخورید ، مقدار زیادی چربی در رژیمتان اضافه می شود. نباید چربی های اشباعی را به رژیم اضافه کنید ، فقط نباید از چربی های طبیعی غذاها اجتناب کنید. همه چربی ها یکسان نیستند . چربی ها از نظر دکتر بودن به دو مدل خوب و بد تقسیم نمی شوند بلکه او به مدل های صدمه دیده و صدمه ندیده اعتقاد دارد. در رستوران ها به راحتی روغن های سبزیجات مثل ذرت یا سویا را پیدا می کنید که به راحتی صدمه می بینند.و رستورانها به مدت یک هفته از روغن استفاده می کنند. آنها سرخ می کنند ، سرد می کنند، فرآوری می کنند منجمد می کنند و این باعث تولید عناصر سرطان زا و چربی های ترانس می شود. چنین روغنی صدمه دیده است و خوردن مقدار زیادی روغن سبزیجات و حذف دیگر روغن ها باعث ایجاد التهاب در بدن می شود که بخشی از دیابت یا چاقی ، سرطان و آلزایمر است. منظور این نیست که نباید هیچ وقت روغن های ضروری امگا ۶ را مصرف کنید با این حجم روغن سبزیجات شما حدود ۱۶ برابر امگا ۶ بیشتری نسبت به امگا ۳ دریافت می کنید. آنچه که می خواهید این است که رژیمتان ایجاد التهاب نکند و حاوی عناصر ضد التهابی مثل چربی های امگا ۳ و ۹ باشد.

 ۴-کربوکتنرل 

اگر تمرینات منظمی دارید و به یک رژیم خاص عادت کرده اید اما از پیشرفت تان با توجه به ظاهر بدن رضایت ندارید باید توجه بیشتری به مقدار کربوهیدرات فرآوری شده رژیم تان داشته باشید.مردم می گویند : نباید چربی اشباع مصرف کنید ، نباید گوشت قرمز بخورید، اما مقدار زیادی کربوهیدرات بخورید. اینها اشتباه می کنند و تقریبا باعث ایجاد آبشار انسولین در بدن می شوند.هورمون انسولین باعث افزایش وزن می شود . کربوهیدرات ها قوی ترین و مستقیم ترین تاثیر را روی انسولین دارد  و چربی هم اثر صفر روی انسولین می گذارد. بنابراین تامین ۶۵ درصد کل کالری روزانه از کربوهیدرات ها باعث افزایش هورمون چربی ساز می شود. در توصیه قبلی چربی های سالم را توصیف کردیم تا جایگزین قند و شکر ها شوند.

 ۵-استرس و هورمون 

دانشگاهی در سان فرانسیسکو تحقیقی سال ۲۰۱۰ منتشر کرده که در آن موش ها تحت شرایطی پر استرس قرار داده شدند تا برای مصرف غذاهای قندی و چرب تمایل پیدا کنند.هورمون استرسی به بدن پیام می دهند که یکی از این پیام ها ذخیره کردن چربی در بدن است. موثر ترین و پر تحقیق ترین روش برای کاهش استرس مدیتیشن است چون کورتیزول و فشار خون را کاهش می دهد.فعالیت های ضد استرس دیگری هم وجود دارد . میتوانید ۴ دقیقه نفس کشیدن عمیق را در محل کار خود تجربه کنید یا با یک حیوان بازی کنید ، در جایی سبز پیاده روی کنید . خود را از برنامه خارج کنید و از استرس های روزمره خلاص شوید.

 ۶-تغذیه سالم و فواید

تیپ بدن ، متابولیسم و روحیه کاری در هر کس فرق دارد بنابراین نتیجه گرفتن در رژیم شاید برای بعضی ها در زمان طولانی تر رخ دهد . اگر هدف نمایان کردن ۶ تکه شکم تان خیلی طول کشیده ، دلسرد نشوید و اجازه ای ندهید بهانه ای شود برای خوردن وعده های تقلبی اضافی یا رها کردن رژیم.با تغذیه سالم که در رژیم ها اتفاق می افتد حداقل چیزی که عایدتان می شود این است که مغز سالم تری دارید ، گردش خون بهتری دارید، انرژی بیشتری دارید  و طول عمرتان بیشتر می شود.

 

 

۶نکته ظریف از دکتر بودن برای چربی سوزی

 3444

درباب ترس و لرز کیِر کگارد

در باب ترس و لرز کیرکگارد – ترجمه‌ روح‌الله محمودی

نایجل واربورتن: موضوعی که می‌خواهیم در موردش بحث کنیم کتاب ترس و لرز کیرکگارد است. این کتابی است که روی داستان خاصی از کتاب مقدس تمرکز دارد.
کلر کارلایل: تمرکز این کتاب بر داستان ابراهیم و اسحاق در کتاب مقدس عبری است. خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد تا تنها پسرش اسحاق را به کوه موریه ببرد و آنجا قربانی‌اش کند. ابراهیم سفری سه‌روزه را می‌آغازد، اسحاق را به قله‌ کوه می‌برد و قربان‌گاه را آماده می‌کند. اسحاق در قربان‌گاه دراز می‌کشد و ابراهیم چاقوی خویش را بیرون می‌آورد و آماده‌ انجام کار می‌شود. اما در همین موقع، فرشته‌ای می‌گوید: “نیازی نیست که اسحاق را قربانی کنی، می‌توانی در عوض گوسفندی را قربانی کنی.”
ن.و: کیرکگارد برخی از مفاهیم و دلالت‌های ضمنی این داستان را می‌کاود، و این داستان را به فلسفه تبدیل می‌کند.
ک.ک: بله، درست است. کیرکگارد از داستان استفاده می‌کند تا نکات مختلفی را درباره‌ی ایمان مسیحی طرح کند. اغلب، ابراهیم را پدر ایمان دانسته‌‌اند. بر همین اساس، کیرکگارد تفسیری را از این داستان ارائه می‌کند تا پرسش‌هایی را درباره‌ی چیستی و چونی ایمان دینی – و به طور مشخص ایمان مسیحی – پیش بکشد، زیرا این سنتی است که کیرکگارد، خود، در درون آن می‌اندیشد و می‌نویسد.
ن.و: اما او این کار را با صدای خود انجام نمی‌دهد، بلکه از نامی مستعار بهره می‌جوید.
ک.ک: کتاب تحت نامی مستعار نوشته شده‌است، یعنی جان از اهالی خاموشخانه. وقتی کتاب برای اولین بار در سال ۱۸۴۳ میلادی منتشر شد، نام کیرکگارد هیچ جای کتاب دیده نمی‌شد. پس، آنطور که روی جلد آن آمده، کتاب توسط این شخص یعنی جان از خاموشخانه نوشته شده‌است. البته او صرفا نامی مستعار نیست؛ او صرفا نامی نیست که کیرکگارد برای خود برگزیده باشد، او شخصیتی مستقل است و نظرگاه خاص خود را دارد. و این‌ها همه بخشی از استراتژی ادبی کیرکگارد است. زیرا او می‌خواهد خواننده را وادارد تا بیندیشد و سووالاتی بپرسد.
ن.و: تشویق کردن خواننده به تفکر عمیق در باب امور با استفاده از دیدگاه‌های نویسنده‌ای مستعار؛ این کاری است که او در بیشتر کتاب‌هایش کرده‌است.
ک.ک: آثار کیرکگارد تقسیم می‌شود به آنچه او متون زیبایی‌شناسانه، یا با نام مستعار، می‌خواند و آثاری که او با نام خود منتشر کرده‌است: دسته‌ دوم معمولا رنگ و بوی دینی آشکاری دارند. اما آثار زیادی هستند که با نام مستعار منتشر شده‌اند، و البته این نام‌های مستعار نیز فراوان‌اند. این آثار اغلب به شیوه ‌ای غیر مستقیم به پرسش‌های دینی می‌پردازند.
ن.و:
 در ترس و لرز، جان از خاموشخانه داستانی را می‌کاود؛ او برخی سناریوهای ممکن را برای ما باز می‌کند.
ک.ک:
 کتاب بخش‌های متعددی دارد. اما عنوان یکی از بخش‌های آغازین کتاب “کفاره” است، و در این بخش روایت‌های فراوان متفاوتی از داستان ابراهیم بازگو می‌شود. در یکی از این تفسیرها، نومیدی بر ابراهیم چیره می‌شود؛ در تفسیری دیگر، او به قربانی کردن اسحاق تن نمی‌دهد؛ و قس علی هذا. کیرکگارد از این کار – یعنی طرح تفسیرهای متفاوت – چند هدف دارد.اول، او می‌خواهد تاکید کند که ابراهیم می‌توانسته نسبت به این فرمان الهی عکس‌ العمل‌های متفاوتی نشان دهد. این به خواننده کمک می‌کند تا بر عکس‌العمل واقعی ابراهیم دقیق شود: به ویژه، بر موقعیت وجودی ای که ابراهیم در آن قرار گرفته بود، و این حقیقت که وقتی او با این فرمان الهی مواجه شد می‌توانست عکس‌العمل‌های متفاوتی به آن نشان دهد. او ناچار بود یکی را برگزیند؛ او یکی از احتمالات ممکن را برگزید، او تصمیم گرفت که به این فرمان الهی بر اساس ایمان پاسخ دهد. اما البته گزینه‌های متفاوت دیگری نیز پیش روی او قرار داشت.
این کتاب همچنین خواننده را تشویق می‌کند تا به سیر و سلوک ابراهیم، از ابتدا تا انتهای این ماجرا، دقیق شود. کیرکگارد بر آن است که مردم اغلب یک‌راست به سراغ نتیجه می‌روند و می‌گویند:“ پایانش خوش بود، او مجبور نشد اسحاق را قربانی کند.”اما کیرکگارد می‌خواهد سفر ابراهیم را به یاد خواننده بیاورد، و به او یادآور شود که ابراهیم می‌بایستی سه روز راه بپیماید.او می‌خواهد بر اضطرابی انگشت بگذارد که ابراهیم بایستی تجربه کرده باشد.او همچنین می‌خواهد تاکید کند که هر قدمی که ابراهیم در دنیای واقع بر می‌دارد نشانه و نمادی از تعهد مکرر اوست به تصمیمی که گرفته‌است. و این مدلی برای وجود، در حالت کلی است: یعنی ما همیشه در حال شدن‌ایم. ما در حصار زمان و مکان‌ایم.پس در هر لحظه از زمان و در هر موقعیتی که قرار بگیریم کنش‌هامان را از نو می‌سازیم، و اقدام به تصمیم‌گیری می‌کنیم.
ن.و: از منظری عقلانی، صرف اینکه شما پیامی را بشنوید یا دریافت کنید که می‌گوید باید فرزندتان را قربانی کنید، شما را به این نتیجه نمی‌رساند که باید فرزندتان را قربانی کنید. بسیاری از ما، اگر در این موقعیت قرار بگیریم، سرچشمه این پیام را شدیدا به چالش می‌کشیم.
ک.ک: بله، حق با شماست. و این همان چیزی است که کیرکگارد می‌خواهد در ترس و لرز آن را برجسته کند. این کتاب شدیدا تاکید می‌ورزد که کنش‌ها و تصمیمات ابراهیم را نمی‌توان با یاری جستن از عقل درک کرد؛ آنها عقلانی نیستند. هیچ‌گونه بنیان اخلاقی نیست که آنها را توجیه کند. این کنش‌ها و تصمیمات غیر اخلاقی‌اند. کیرکگارد می‌خواهد این حقیقت را برجسته سازد که ایمان ابراهیم پارادوکسیکال است – اخلاقا ناپسند و مکروه است.
ن.و: پس ایمان ابراهیم از نظر اخلاقی ناپسند است اما سنت دینی آن را تایید می‌کند، زیرا وقتی کتاب مقدس را می‌خوانیم ظاهر متن گویای آن است که ابراهیم نیکمرد بود: او کار درست را انجام داد.
ک.ک: حق با شماست، و این دقیقا چیزی است که کیرکگارد می‌خواهد خوانندگانش در آن تردید کنند. زیرا او می‌دید که مسیحیان دور و اطرافش دچار نوعی خودشیفتگی‌اند، گمان می‌کنند که ایمان به آب خوردنی حاصل می‌شود.کافی است در جامعه‌ای متولد شوی و رشد کنی که اسماً مسیحی است؛ کافی است به کلیسا بروی و ظواهری را رعایت کنی.کیرکگارد می‌خواهد این ساده‌گیری و خودشیفتگی را به چالش بکشد. مردم می‌پندارند همین حالا مسیحی‌اند، و کیرکگارد می‌خواهد این خیال باطل را به چالش بکشد. کیرکگارد فکر می‌کند که این پندار نادرست حکم مانعی را دارد که راه مسیحی شدن را سد کرده ‌است.
ک.ک: اگر شما خود را، به طور پیش‌فرض، مسیحی بدانید دیگر فکر نمی‌کنید که ایمان [مسیحی] نوعی وظیفه‌ وجودی است. به همین دلیل کیرکگارد تلاش می‌کند تا آشوب بیندازد در دل و جان کسانی که داستان ابراهیم را به نحوی غیرانتقادی، و بدون هیچ تردید و پرسش، پذیرفته‌اند؛ پذیرفته‌اند که ابراهیم پدر ایمان مسیحی است. کیرکگارد می‌گوید،“اگر ابراهیم پدر ایمان است، پس ایمان چیست؟ از ما چه می‌خواهد؟آنطور که پیداست انگار ایمان چیز وحشتناکی است که هیچ نسبتی با عقلانیت ندارد، که نمی‌توان آن را بر هیچ‌گونه بنیان اخلاقی بنا کرد. پس این چیست؟”پرسش‌های دیگری که کیرکگارد می‌خواهد آنها را پیش چشم بیاورد این‌هایند: “چه می‌شود اگر ابراهیم بر خطا بوده باشد؟و اشتباه کرده باشد؟ چه می‌شود اگر صدایی که او شنید صدای خدا نبوده باشد؟ چه می‌شود اگر این ندا صرفا نوع پندار و اوهام بوده باشد؟”اینجا کیرکگارد نسبتی برقرار می‌کند میان این تردیدهای احتمالی و موقعیتی که حواریون مسیح داشتند. این احتمال وجود داشت که حواریون مسیح اشتباه کرده باشند. چه بسا تردید کرده باشند که واقعا عیسی کیست. البته سرانجام کار، یعنی پیروزی و تثبیت مسیحیت، می‌توانست آنها را از تردید بیرون بیاورد؛ اما آنها که سرانجام کار را نمی‌دانستند.آنها در آن موقعیت نمی‌دانستند که آینده آبستن چه رخدادهایی است. دقیقا همانطور که ابراهیم نمی‌دانست اسحاق قرار است به او بازگردانده شود.
ن.و: پس این اندکی به روش سقراط می‌ماند. سقراط چیزی را بر می‌داشت که مردم دربارهی آن یقین داشتند، و بعد در عمل به آنها نشان می‌داد که چیزی را که فکر می‌کنند می‌دانند در واقع نمی‌دانند. خب، در این بحث، ایمان هسته‌ مرکزی آموزه‌های مسیحیت را تشکیل می‌دهد. اما خدا خواستهی بسیار غریبی از مومنانش دارد؛ او از آنها می‌خواهد که در فقدان هرگونه قرینه/دلیل ایمان داشته باشند.
ک.ک: کیرکگارد به خود به چشم سقراط مسیحیان می‌نگریست. او به سقراط علاقه داشت و تحت تاثیر سقراط بود. او تز دکترایش را درباره‌ی سقراط نوشت، و شباهت‌های آشکاری میانشان وجود دارد. دقیقا همانطور که سقراط فکر می‌کرد مردم خیال می‌کنند که از معرفت برخوردارند، و همین پندار نادرست باعث می‌شود که دیگر آن را طلب نکنند، کیرکگارد فکر می‌کرد که مردم فرض می‌گیرند که مسیحی‌اند، و همین پیش‌فرض مانع از آن می‌شود که به دنبال آن روند تا مسیحی شوند. پس اینجا شباهت آشکاری با فلسفه‌ی سقراط وجود دارد؛ که البته خود کیرکگارد نیز کاملا نسبت به وجود آن آگاه بود.
ن.و: همچنان به دشواری می‌توان درک کرد که اصولا کنش‌های ابراهیم چگونه می‌توانند ستودنی باشند.
ک.ک: در نظر کیرکگارد، ابراهیم شخصیت خاص و منحصر به فردی است که با استناد به هیچ‌گونه مفهوم اخلاقی مورد پذیرش جامعه نمی‌توان او را درک کرد، و نمی‌توان او را ستایش کرد. تمایل ابراهیم به قربانی کردن اسحاق به سود هیچ انسان دیگری نبود. البته این به سود اسحاق هم نبود، اما هیچ سودی برای هیچ انسان دیگری هم نداشت. چنین نبود که ابراهیم اسحاق را قربانی کند تا خیر اجتماعی بزرگتری را محقق کرده باشد. به‌علاوه، اسحاق نمادی از جامعه بود. زیرا او تنها پسر ابراهیم بود، و اسحاق آینده‌ قبیله اسرائیل بود. ابراهیم قرار بود پدر ملتی باشد، و به همین دلیل این ملت به نحوی نمادین – همانطور که جان از خاموشخانه می‌گوید- در صلب اسحاق نهفته بود. به همین دلیل، با قربانی کردن اسحاق، ابراهیم کل جامعه را نیز می‌خواست قربانی کنید.
ن.و:
 یکی از جنبه‌های دشوار خواندن کیرکگارد این است که به راحتی نمی‌توان فهمید خود کیرکگارد واقعا چطور می‌اندیشیده‌است. به نظر شما، هدف کیرکگارد از این امر چیست؟
ک.ک: او می‌خواهد که خواننده‌ این کتاب پیش خود بیندیشد و سووالاتی طرح کند. جایی دیگر او می‌نویسد که نوشته‌هایش آینه‌ ای اند که به خوداندیشی، خودآگاهی و خودآزمایی کمک می‌کنند. دقیقا همان‌گونه که داستان ابراهیم به تفسیرهای بی‌پایان راه می‌دهد، کتاب ترس و لرز هم راه به تفاسیر متعدد می‌دهد. درک شخصی خود من از این کتاب در طول سال‌ها تغییر کرده ‌است. در حال حاضر من فکر می‌کنم که پیام کیرکگارد به شکل نوعی پرسش است؛ یعنی آیا آرمان مسیحیت، آرمان ایمان، واقعا دست‌یافتنی است. حتی آیا ممکن است؟ آیا در میان ما کسی یافت می‌شود که همان کاری را بکند که ابراهیم کرد؟ من فکر می‌کنم این پرسشی است که او می‌خواست خواننده از خود بپرسد. سپس پرسش دیگری نیز از این پرسش سر بر می‌آورد: اگر ابراهیم پدر ایمان است، و اگر من نتوانم همان کاری را بکنم که ابراهیم کرد، آنگاه آیا من ایمان دارم، آیا اصولا من می‌توانم ایمان داشته باشم، آیا اصولا محتمل است که کسی همان ایمانی را داشته باشد که ابراهیم با عملش نشان داد؟
ن.و: کتاب ترس و لرز مشخصا مورد توجه تعدادی از متفکران اگزیستانسیال قرار گرفته‌است؛ به طور ویژه ژان پل سارتر. چه چیزی در این کتاب وجود دارد که آنها آن را به علایق خود مرتبط دیده‌اند؟
ک.ک: جنبه‌های مختلفی از این کتاب وجود دارد. اولی شیوه ‌ای است که بر اساس آن این پرسش طرح می‌شود که چه رابطه‌ای میان ایمان و عقل وجود دارد، و به طور گسترده‌تر، چه رابطه ‌ای میان وجود انسان، فاعلیت انسان، و عقل وجود دارد. پیامی که می‌توان از این کتاب اخذ کرد این است که حقیقت وجود انسان را نمی‌توان صرفا با کمک تفکر عقلانی درک کرد یا بیان نمود.
جنبه‌ی دیگر مضمون انتخاب است؛ یعنی عکس‌العمل نشان دادن نسبت به وضعیتی خاص، یا قرار گرفتن در بزنگاه و چالشی اخلاقی بدون اینکه بستر و زمینه‌ای داشته باشیم که بر اساس آن از میان گزینه‌های بدیل ممکن یکی را برگزینیم؛ و البته این چیزی است که انبوهی از قهرمان‌های کیرکگارد خود را در این وضعیت می‌بینند. دقیقا به این خاطر که آنچه ابراهیم کرد غیر عقلانی بود – به یک معنا، او قلمرو خرد را ترک گفت – او با آزادی خود مواجه شد، و این دقیقا تجربه‌ اضطراب است که کیرکگارد بر آن تاکید می‌کند. و البته اضطراب آزادی یکی از مهم‌ترین مضامین اگزیستانسیالیسم سارتر است.
ن.و: چرا امروز باید ترس و لرز را خواند؟
ک.ک: اگر خواننده مسیحی باشد، احتمالا چیزهای زیادی از آن خواهد آموخت. اگر خواننده فیلسوف باشد، آن‌گاه او در این کتاب چالشی را بر ضد ایمان خویش – شاید به فلسفه – خواهد یافت. کیرکگارد در این کتاب – همان‌طور که در تعدادی از دیگر کتاب‌هایش – منتقد فلاسفه‌ آکادمیکی است که در باب وجود خود تعمق نمی‌کنند. شاید آن‌ها سووالاتی انتزاعی‌تر را طرح کنند تا از تفکر در باب پرسش‌های مهم‌تر و اساسی‌تر شانه خالی کنند؛ یعنی در باب اینکه ما چه باید بکنیم، باید به چه تعهد داشته باشیم و قس علی هذا.
اما ترس و لرز کتابی است که صرفا محبوب خوانندگان آکادمیک و دیندار نیست. یکی از دلایلش این است که این کتاب به مضامینی می‌پردازد که مضامین انسانی جهان‌شمول اند؛ از قبیل عشق، و رنج و تجربه‌ی از دست دادنچیزی. در مرکز کتاب پدر و پسری ایستاده‌اند: پدری که ناچار است با چشم‌انداز از دست دادن فرزندش – و به طور کلی، از دست دادن، یا کنار گذاشتن، چیزی که بیشترین ارزش را برایش دارد – مواجه شود. این موقعیتی انسانی است که همه‌ ما احتمالا آن را تجربه خواهیم کرد. پس، کتاب انعکاسی عاطفی دارد و این یکی از دلایلی است که همچنان گستره‌ انبوه و متنوعی از خوانندگان آن را خواهند خواند.
 
  1.  

    ۱- حضرت ابراهیم ( ع ) را بهتر است ، مثل امّت محمّد ( ص ) ، ابو الانبیاء بنامیم که بنیانگذار ادیان توحیدی دو فرزند او اسماعیل و اسحاق علیهما السّلام بوده اند.
    ۲- نگارنده « ترس و لرز » ، تحت تأثیر اسرائیلیات ، ذبیحه ما نحن فیه را مورد اشتباه قرار داده و لابد نمی داند که قربانی واقعی اسماعیل ( ع ) بود که خود هم داوطلب آن شد.
    ۳- قلب واقعیت امر منجر به ادّعای بلاوجه ارجحیّت بنی اسرائیل می شود که فقط تعدّیات آنها را به سایر ابناء بشر – اعم از مسلمان ، مسیحی و غیره – توجیه می نماید.
    ۴- قرار نیست همه مؤمنین به سطح اولیاء ، ائمّه و انبیاء برسند. بلکه با اقتداء به آن عزیزان الهی در حدّ وسع می توان به شفاعتشان امید داشت.
    ۵- در این طریق خطرات بزرگی ایمان انسان را در معرض تهدید قرار می دهد که شدیدترین آنها اغوای شیطان رجیم ، دشمن دیرینه آدم و فرزندان وی ، است.

ولادت باسعادت حضرت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد

دوران امامت امام حسن عسکری(ع) دورانی حساس و متفاوت بود. امام از جوانی تحت نظر خلفای جورِ عباسی قرار داشت تا جایى که از پانزده سالگی و در زمان حیات پدر بزرگوار خویش نیز به زندان برده شد. آن امام همام، به مقتضای زمان، رسالت خویش را به انجام می‏رساند و کار امامت را به پیش می‏برد. همچنین وظیفه‏ی سنگینِ آماده ساختن شیعیان برای امامت و غیبَت امام زمان، نیز بر عهده‏ی آن حضرت بود. یکی از مهم‏ترین کارهای امام حسن عسکری، همانند پدر و اجداد طاهرینَش، تربیت شاگرد و حفظ فقه تشیُّع و اندیشه‏ی ناب اسلام در برابر دشمنان و مخالفان بود تا آن جا که بیش از ۲۶۰ نفر را از شاگردان آن امام نام برده‏اند. امام حسن عسکری(ع) در کنار کارهای علمی، مجموعه‏ای از تفسیر، روایات، معارف اسلامی و عقاید را نیز تألیف نمود که تفسیر و مواعظِ قصار از آن جمله‏ اند.
 
 
امام عسکری‏ علیه السلام :
ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَکونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ
چه زشت است برای مؤمن که خواسته‏ای داشته باشد که او را به خواری کشاند
تحف العقول ، ص ۴۸۹ .
 
 
 
امام عسکری‏ علیه السلام :
مَن لَم یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَم یَتَّقِ اللَّهَ
آن که از مردم پروا نکند ، از خدا نیز پروا نمی‏کند
بحار الأنوار ، ج ۷۱ ، ص ۳۳۶ .
 

دست بیفشانید و عود بسوزانیدکه یازدهمین مسافر بهار،از راه میرسد؛

قدم هایش را شکوفه باران کنید!

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد .

 

دانلود جدیدترین مولودی ها و مداحی های ویژه ولادت امام حسن عسگری (ع)

 

با عرض تبریک به مناسبت میلاد فرخنده امام حسن عسگری علیه السلام،

مجموعه ای از مداحی ها و مولودی های ویژه این روز 

در ادامه مطلب تقدیم شما می شود ....