ســــــمـــــرقند و بـــــخارا نـــــور چـــشــــــمان مــــن است
تاشکـــــــنــدم قـــــلب و کـــــابل روح ایـــــران مــــــن است
لـــعل ایـــــرانم بدخــــــشــان جـــــان و جانان مـــــن است
گــــــنــجه خـــــاک پـــاک اجــــداد و نیـــــــاکان مــــن است
آن بـــهـــــشتی را که توصــــیــفش کــنند ایــــــران ماست
بـــادکـــــوبه، مـــــــرو و غـــــزنه بـــــرکه شــــیـــران ماست
شـــــهر زیـــبای دوشـــنبه نــــــور چــــشم مـــــیهن است
آنکه می خواهد که ما بی هــم شویم اهـــــریــــمن است
ای بـــــرادر کــــه بــه بـــــــحـــــــرینم جـــــــدا افــــــتاده ای
زیـــــــر رگـــبــــــار تـــــــفـــــنگ بــی خـــــــدا افــــــتاده ای
تا ابـــــــد، تا بــه قـــــیامت مـــــــهر تـــــو در قـــــلبم است
تا شود ایــــران ما ایـــرانزمین، غم با دل من هــمدم است
هم وطـــــــن قـــــدر و بـــهای مـــــیهن خـــــــود را بــــــدان
یـــادگـــــــار پــــاک نیـــــــک مـــــرد طـــــــوسی را بــــخوان
هـــــم تـــــبارم پــــــند گــــیر از قــــــصه های پنـــــجـــشیر
کــن نظـــــر بر راه و رســـــــم شــــاه مــــــســــعود دلـــــیر
ســـــربـــلند و ســـــرفراز از مـــــــیهن خـــــــود یـــاد کــــــن
تــــــو زبانــــت پـــــــارسی است فــــریاد کـــن فـــریاد کـــن
هـــــموطــــن ایـــــران و ایـــــرانی بـــــه خـــــــاطـر بــــــاز آر
پــــــندهــای کـــــــورش نیـــــــکو، نـــــیـــای ایـــــن دیـــــــار
بــــشکند دســـتی که مــــام مـــــیهنم از هم گــــــسیخت
دشـــــــمــنی افـــــکند بــــین مـــا و آخر خــــود گـــریــخـت
میــــــهـــن ما مــــــهد پـــــاک شـــــــیر مـــــــردان و زنـــــان
خـــــــاک پـــــاک ســـــــورنــــا و مــــازیـــــــار و بـــابــــکــــان
آذری و کـــــرد و تاجـــــیـــک و بلـــــــوچ یـــــک پیــــــکـــریــم
بـــــختیاری، مازنی و لر و لــــک، ما مــردم یک کــــشوریــم
در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و اوستایی بسیار کهنتر هستند؟)
تاریخچه الفبای فارسی
دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیرهای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبیرههای پارتی اشکانی ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبهای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دین دبیره) و بسیاری دبیرهها و خطهای دیگر را پدیدآوردند. دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی میخوانیم نیز، در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشتهاند، میتوانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیینمند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن مینویسیم، دنباله خطهای پهلوی و اوستایی و مانوی و … است که آنها نیز خود دنباله خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن، در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت مورد استفاده قرار میگرفت.
زنده یاد آیدین بزرگی : (متن کامل) - تیم برودپیک 1392
چه کسی است که بتواند جلوی عزم ما بایستد؟ عزم ما از ذره ذره ی وجود کوهنوردان ایران است. عزم ما بی پولی را نمی شناسد، عزم ما خطر را می هراساند، عزم ما نیازی به اجازه ی پشت میز نشینانی ندارد که خود را رئیس و سرپرست می دانند، که خود را تافته ی جدا بافته می دانند، که خود را نخبه می پندارند، که خود را کوهنورد می دانند، که آنان اند که محتاج عزم مایند، که آنان اند که زیر چتر مایند. عزم ما نامه و گواهی و مجوز شورا نمی خواهد. عزم ما ریشه در ذات ما دارد، ریشه در پیشکسوتان ما دارد، ریشه در عمق وجود آنانی دارد که زندگی شان را وقف کوهنوردی این کشور کرده اند. عزم ما عزم جوانی است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمی شناسد، کارشکنی را نمی فهمد، استهزا را عار نمی داند، طعنه را ننگ نمی شمارد، عزم ما فقط آنجا را می بیند، راس آن ستیغ بلند را.
می گوییم ما از آن بالا به شما می خندیم، از آن بالا همه صدای مارا خواهند شنید، همه پیام ما را خواهند گرفت. می گوییم این پاداش ماست، این نتیجه ی صبر ماست، نتیجه ی پایمردی ماست، نتیجه ی جرات کردن ماست، نتیجه ی اشکهای ماست، نتیجه ی چند دهه کوهنوردی ماست که شما پایتان را بر گلویش گذاشتید، نمی گذارید بلند شود، نمی گذارید نفس بکشد. ولی ما از آن بالا پا بر گلوی شما خواهیم گذاشت، ما از آن بالا شما را پایین خواهیم کشید،
. . .
رضا بهادرانی : (متن کامل) - تیم نانگاپاربات 1393
بنده تا به حال به خاطر خشنود کردن یا ناراحت کردن،سر بلند کردن یا سرکوب کردن فرد یا افرادی و یا ثابت کردن خودم به دیگران قدم از قدم بر نداشته ام چه رسد به اینکه زندگیم را در چنین برنامه ای به خطر بیندازم. همواره با هدف به چالش کشیدن تواناییهای خودم به کوه و کوهنوردی پرداخته ام نه به چالش کشیدن دیگران.همواره سعی کرده ام نیت و انگیزه ام برای اجرای برنامه های کوهنوردی به شکلی باشد که اگر در حین اجرای این برنامه ها اتفاقی برایم افتاد احساس ندامت نکنم یا این احساس که زندگیم را مفت باخته ام و به خاطر حرف یا ذهنیت دیگران جانم را به خطر انداخته ام،به من دست ندهد. مواردی را نیز که پیشتر در خصوص برخوردهای متفاوتی که با این برنامه انجام شده بود را اشاره کردم بیشتر جنبه آسیب شناسی جامعه کوهنوردی کشورمان را داشت نه اینکه گلایه ای از سر دلگیری باشد.
. . .
ما زمستان امسال در نانگاپاربات خواهیم بود تا تواناییها و تجربیات خود را در مصاف با طبیعت پر ابهت محک بزنیم.البته به خوبی خط قرمز های خود را می شناسیم و تمام سعی مان را خواهیم کرد که از آن خطوط پا فراتر نگذاریم. به خوبی می دانیم ریسک این برنامه به خودی خود بسیار بالاست،پس مراقب خواهیم بود مبادا با اشتباهات و عملکرد نادرست خود ریسک و خطر آن را بیشتر از اینکه هست افزایش دهیم.البته این بدان معنا نیست که ما از پیش تسلیم شده باشیم و با برخورد به هر مشکل و سختی راه بازگشت را در پیش بگیریم . ما مبارزه خواهیم کرد جانانه هم مبارزه خواهیم کرد. هدف ما رسیدن به ارتفاع خاصی نیست ، هدف ما نهایت تلاش و مبارزه با حفظ ایمنی است. البته مبارزه و جنگیدن ما به هیچ عنوان با کوهستان و طبیعت نیست زیرا به خوبی میدانیم سطح توانایی و نیروی ما هر چقدر هم که آماده باشیم بسیار ناچیزتر از آنست که خود را حریف کوه و طبیعت بدانیم . ما با نفس راحت طلب و آسایش خواه خود می جنگیم که هر گاه از او غافل می شویم و چند صباحی او را به حال خود رها میکنیم ما را به ورطه روزمرگی میکشاند.