آﻣﻮﺯﺵ ﭘﺨﺘﻦ ﺷﻮﻫﺮ..
۱- ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ (ﺷﻌﻠﻪ ﺭﺍ ﻛﻢ ﻛﻦ)
۲ - ﺭﻭﻱ ﺁﻥ عشق و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻴﺮﻳﺰﻳﻦ (ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﻴﻦ ﻏﺮﻕ ﻧﺸﻮﺩ)
۳- ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻃﻌﻢ ﺩﺍﺭﺵ ﻛﻨﻴﺪ (ﻛﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺍﺱ)...
۴- ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻘﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﻴﻦ (ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻨﻲ)
۵- ﺑﺎ ﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﻛﻦ (ﺗﺎ ﺟﺎ ﺑﻴﻔﺘﺪ)
در ضمن 5ﺍﺩﻭﻳﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻦ :
ﺑﺤﺚ ﻧﻜﻦ!!
ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻜﻦ!!
بد اخلاقی ﻧﻜﻦ!!
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ بی جا ﻧﻜﻦ!!
ﻟﺠﺒﺎﺯﻱ ﻧﻜﻦ!!
سورپرایز فقط هدیه خداست.
همیشه اینکه زنگ خونه رو بزنن و بگن خانم بفرمائید این بسته مال شماست یه فانتزی برای خودم بافته بودم ( البته هیچ وقت رخ نداد ولی من هنوز منتظرشم)
همیشه اینکه حالم بد باشه و یکی به هر بهونه برام لبخند بخره برام دوست داشتنی بود.
ولی باورم نبود که کسی که این قدم رو برمی داره خودش حظ بیشتر می بره . آخه اون لبخند می بینه.
امروز مغزم و دلم به فرمان مهربونترین شد. رفتم برای تولد عسلک که امروز روز اصلیشه یه سبد گل گرفتم با آژانس فرستادم دم خونه .

امروز دوستم دچار بحرانی شده که من 3 سال پیش تجربه اش کردم. رفتم براش یه دسته گل سفارش دادم و دادم درب اصلی محل کارش و نگهبان زنگ زد و بهش گفت پیک براتون بسته آورده

و حَظی که من بردم نه عسلک برد و دوستم . من صدای خالص شاد شنیدم من لبخند دیدم اونا فقط گل دیدن.
موکداً میگم : سورپرایز هدیه خداست.
این روزها صحبت از تشکیل حزبی با عنوان ندای ایرانیان به گوش می رسد که منتقدان و طرفدارانی هم یافته و شاهد موضع گیری های مختلفی چه از طرف اعضای هیئت موسس و چه از طرف سیاسیون صاحب نام از جناحهای مختلف مخصوصا خود اصلاحطلبان هستیم. این بحث ها از سطح خبرگزای ها و مقاله و یادداشت ها فراتر رفته و پا فراتر گذاشته و به بین مردم و نخبگان جامعه نیز کشیده شده است. اما چیزی که از ندا می توان دریافت؛ که آن را نسبت به سایر احزاب متمایز نموده تکیه بر دو موضوع می باشد. یکی این که ندای ایرانیان برخلاف بسیاری احزاب که بیشتر نام گروه برای آن¬ ها برازنده است تا حزب، دارای روش یا مانیفست خاصه ی خود است؛ روشی که آن را راهی برای موفقیعت جریان اصلاحات می دانند که اصلا هم بعید نیست که پس از تشکیل حتی روش مد نظر خود برای اداره کشور را نیز ارائه دهد. دیگری اینکه به پیش برندگان این حزب نسلی هستند که خود جزو جوانان مشارکت و همچنین برخی چهره های تحکیم وحدتی بودند و اینبار این جوانان هستند که تئوری حرکت آینده ی اصلاحطلبان را یدک می کشند و نه ژنرالها و تئوریسینهای اصلاحات که معمولا لیدر جریان اصلاحات بوده اند. ابتدا به مورد اول می پردازم. ندای ایرانیان می گوید نظام را تمام و کمال قبول دارد. می گوید رهبری فصل الخطاب است. می گوید از طریق روزنه ها به دنبال اصلاحات خواهد بود و به هیچ وجه قهر نخواهد کرد. می گوید از در نگذاشتند از پنجره وارد می شویم و قهر نمی کنیم و آنقدر می ایستیم تا بتوانیم تأثیرگذار باشیم. تعاریف و صحبتهایی که متنقدان بسیاری یافته است. سوأل اینجاست مگر تعریف اصلاحطلبی چیست؟! مگر اصلاحطلب به دنبال بهبود شرایط و رسیدن به اهدافش از طریق ساز و کارهای حاکمیتی نیست؟! چطور می شود اصلاحطلبی حاکمیت و نظام را قبول نداشته باشد و نامش اصلاحطلب باشد؟! دوستانی که با این تعاریف ندا را به یک حزب حاکمیتی توصیف می کنند فراموش نکنند که اصلاحات از درون حاکمیت انجام می شود و اگر از آن بیرون بیاید؛ دیگر نامش اصلاحات نیست. ندا تنها دوباره به باز تعریف اصلاحات پرداخته است و ولاغیر. ندای ایرانیان می گوید فشار از پایین را دنبال نخواهد کرد و این تئوری را موفق ارزیابی نمی کند. اسم این نفی کردن گذشته نیست، درس گرفتن از گذشته است. بدون بررسی نتایج گذشته امکان چنین نتیجه گیری ای وجود نداشت. کمی واقع بین باشیم. بررسی کنیم چرا از 2 خرداد 76 به 3 تیر 84 رسیدیم؟ عملکرد آقای خاتمی را در انتخابات مجلس 90 بررسی کنیم. شرایط کنونی را مرور کنیم و توجه کنیم که کشور در چه شرایطی قرار دارد. قشر متوسط اقتصادی جامعه که اصلیترین پشتیبان جریان روشنفکری و اصلاحات است، به شدت تضعیف شده است. تشکلهای دانشجویی انجمنهای اسلامی که می توان گفت تنها روزنه ی اجتماعی در روزهای سخت بودند بسته شده اند و با سر کار آمدن دولت جدید به کندی در حال ایجاد هستند و فراموش نکنیم که تشکلی های امروز چون دیروز نیستند و بدون تبادل تجربه از انجمنی های دیروز تشکیل می شوند که این خود موجب عملکرد ضعیف و حتی شاید احساسی آنها به دور از واقع بینی خواهد بود. احزاب و تشکلهای اصلاحطلبی برای پیدا کردن یک سخنران مشکل دارند. شرایط پس از انتخابات 76 را با امروز مقایسه کنیم و ببینیم از لحاظ تقسیم قدرت در کجا ایستاده ایم. ندا فقط اصلاحطلبان را به بازگشت به مسیر اصلاحات فرا خوانده است. ندا با تعامل به دنبال موفقیعت است. ندا به فکر حذف جریانی نیست. با ذهنیت حذف نمی شود بر کشور حکومت کرد ولی با تئوری نزدیکی و اصلاح مسلما این امر ممکن خواهد بود. و اما مورد دوم؛ کافیست رده ی سنی اصولگرایان و اصلاحطلبان مطرح را مقایسه کنیم. واقیعت تلخی مشاهده می شود و آن اینکه اصلاحطلبها در دادن میدان به جوانها بسیار ضعیف عملکرده اند. نه تلاشی در جهت تربیت مدیر برای آینده ی کشور انجام داده اند و نه اینکه به نسل جوان اعتماد داشته اند و همیشه خود را سزاوارتر و داناتر برای حرکت دانسته اند. به جایی رسیده ایم که گزینه های وزارت همه دارای سنین بالا هستند و این برای ادامه ی این جریان بسیار خطرناک است. ممکن است کار به جایی برسد که زمانی چهره ی شاخصی برای معرفی برای ریاست جمهوری و مجلس نداشته باشند و همچنان به دنبال گزینه های سنتی خود حرکت کنند. حال آنکه به پیش برندگان ندا اکثرا کسانی هستند که در حال عبور از جوانی به میانسالی هستند و هنوز فرصتی برای اعلام حضور نیافته اند. بزرگان اصلاحات باید در کنار اینها نقش مشورتی خود را داشته باشند. امروز بزرگان به جوانان اعتماد کنند؛ کما اینکه این نسل روزی به آنها اعتماد کردند و دنباله رو آنها بودند.
مشاوراستاندار اردبیل در امور جوانان طی ضمن ابراز خشنودی از مسیر در حال حرکت در حوزهٔ جوانان آیندهٔ مناسبی را برای آنان متصور شد.
به گزارش ندای ایرانیان، آرش بیکپور در تشریح دغدغههای جوانان به خبرنگار ایلنا گفت: دغدغههای جوانان استان با کشور آنچنان متفاوت نیست و تنها تفاوتها در میزان آنهاست. البته باید دغدغهها را به دو گروه نرم افزاری و سخت افزاری تقسیم کنیم. اگر از منظر یک جوان ایرانی به موضوع بنگریم، اصلیترین دغدغهاش آیندهٔ نامشخص است. از این بابت که نمیداند آیا خواهد توانست شغلی با توجه به رشته و تخصص مرتبطش پیدا کند یا خیر؟. درصد بیکاری هم در استان اردبیل حدود ۲ درصدی بالاتر از متوسط کشوری است. در ادامهٔ مبحث شغلی به ازدواج هم میرسیم که به هر حال تشکیل زندگی نیازمند شغل است. وارد جزئیات نمیشوم ولی هزینهٔ یک ازدواج هم با توجه به شرایط و رسمی که امروز در استان وجود دارد؛ خود یکی از مشکلات عدیده است.
وی با انتقاد از نحوهٔ برخورد با مسائل جوانان ادامه داد: در بعد بعدی دغدغهها؛ میتوان به بحث اوقات فراغت و نشاط اجتماعی اشاره کرد. برای جوانانمان چه امکانات تفریحی تدارک دیدهایم؟ همیشه از نبایدها بیم دادهایم. همیشه اندیشیدهایم جوان را چگونه مهار کنیم. خطوط را گاها ندانسته و حتی بیدلیل آنقدر زیاد کردهایم که گاها از خط و خطوط خسته شدهاند؛ حال آنکه کمتر به توضیح خطوطی که به نفع خود اوست پرداختهایم. به جوانهایمان اطمینان نمیکنیم. چند درصد خانوادهها در تصمیمات، فرزندان جوان و نوجوان خود را مشارکت میدهند؟ چرا خانوادهها، معلمین، مدیران مدارس، مسئولین دانشگاهی و در نهایت مدیران عالی کشور به این نمیاندیشند که روزی همین جوان قرار است تصمیم ساز شود، حال چرا از حالا به پیشرفت فکری و تجربه اندوزیاش فکر نمیکنیم؟
بیک پوردر بیان تلاشها برای حل مشکلات ومسائل جوانان تصریح کرد: در باب مسائل معیشتی و شغلی، جناب آقای دکتر خدابخش از زمانی که در استان حضور یافتهاند اغلب تلاششان را معطوف به این موضوع کردهاند که انشاالله در آیندهٔ میان مدت و بلند مدت این تلاشها تأثیر مثبت خود بر زندگی مردم استان را نشان خواهد داد. در باب سایر موارد هم سعی شده است در راستای قوت گرفتن تشکلهای مختلف گام برداشته شود. چه تشکلهای فرهنگی درون دانشگاهی و چه سمنهای جوان که امروزه ضعیفترین دوران خود را میگذرانند و امید است با ایجاد شدن سمنهای جدید روزهای خوبی را در حوزهٔ ان جی اویی شاهد باشیم. منتهی باید این موارد به طور خاصه مورد توجه دانشگاهها و ادارات مربوطه باشد. متأسفانه برخی دانشگاههای استان انجمن علمی دانشجویان و حتی کانون فرهنگی ندارند و با این معانی ناآشنا هستند که تشکیل این نهادها همت مسئولین آن را میطلبد. در مورد پارک علم و فناوری استان هم که تلاشهای جهادی مسئولین مربوطه آن را به نتیجه مثبت منتهی ساخته است، به زودی خبرهای خوبی خواهد رسید.
خوشبختانه نشستهای هم اندیشی استاندار با جوانان استان را با عنوان ریل توسعه آغاز کردهایم. نشستهایی که با توجه با عملکردها اثبات شده کلیشهای نیست و تأثیرگذار است. البته این نشستها شامل کلیه ی موضوعات توسعه است که به صورت تخصصی در موضوعات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تشکیل میشود. در رابطه با شهرستانها هم بارها از فرمانداران برگزاری چنین نشستهایی با جوانان شهرستانها درخواست شده که به جز سرعین شهرستان دیگری چنین برنامهای را برگزار نکرده است.
وی با اشاره به اهمیت احزاب و تشکلهای دانشجویی گفت: احزاب قوی یعنی اتاق فکر قوی. حزبی که دولت سرکار بیاورد اتاق فکری در کنار دولت خواهد بود. یعنی دولت همواره برای عملکردهایش از مجموعهای متخصص بهره خواهد جست. یعنی مسیر راهی را ترسیم خواهند کرد که درصد ریسک را پایین برده و به نتیجه منتهی شود. منتهی هنوز با این مفهوم بسیار فاصله داریم؛ هر چند در شرایط کنونی هم پرکار شدن احزاب و همچنین تشکلهای اسلامی دانشگاهها بسیار با اهمیت است و میتواند به نشاط سیاسی و آگاهی افزایی در جامعه کمک کند. رساندن جامعه به حمایت از تفکر به جای حمایت از فرد گام بلندی در راستای توسعهٔ فکری جامعه است.
لینک:
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=221289
http://irneda.ir/fa/news/11844/جوانان-از-این-همه-خطوطی-که-برایشان-ساختهایم-خسته-شدهاند
