جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جملات تیکه دار,جملات کوبنده,جملات سنگین

هر کسی به شکلی ایرادها و نقطه ضعفهایی دارد؛؛
برای تجربه یک رابطه خوب در کار یا زندگی؛؛
بهتر است کسی را پیدا کنیم که ایرادها و نقطه ضعفهایش، برای ما مهم نباشد؛؛
عمده رابطه های ناموفق بر دو فرض بنا شده اند؛؛
یکی اینکه انسان ممکن است تغییرات جدی داشته باشد؛؛
و دوم اینکه میتوان انسانی را یافت که هیچ ایراد و نقطه ضعف جدی نداشته باشد؛؛

قرقاول چیست ؟

حسین رشیدی:مانع پیشرفت ورزشکاران ما در چیست؟

با سلام

بسیاری از ما دیده ایم که چه بسا در سطح شهر ما ورزشکارانی با استعداد فراوان وجود داشته و دارد ولی تاکنون در فوتبال و فوتسال به جایگاه مناسبی نرسیده اند

یکی از مهمترین دلایل این موضوع غرور و تکبر ناشی از جو حاکم بر این دو ورزش میباشد بسیاری از ورزشکاران ما در این رشته ها پس از یکی دو سال و حتی گاها با گذشت تنها چند ماه فعالیت و به دست اوردن عناوینی در شهرستان که از ارزش چندانی هم برخوردار نیستند دچار غرور و تکبری می شوند که بزرگترین مانع راه آنها می شود

غرور کاذب و تکبر بی جا باعث می شود تا بازیکنان ما با مدت کوتاهی فعالیت احساسی کاذب به آنها دست دهد بطوریکه با خود فکر میکنند که تمامی قله های پیشرفت را فتح کرده اند در صورتی که اگر به مسیر پیموده شده خود نگاهی عاقلانه و حرفه ای داشته باشند خواهند دید که تنها چند عنوان معمولی در شهرستان و یکی دو سال فعالیت بدون هیچ گونه خروجی داشته اند و تا کنون به هیچ کدام از رویاهای خود نرسیده اند.

در این موقع درمی یابیم ک نقش مربیان ، پیشکسوتان و مسولان ما در این مشکلات تا چه اندازه تاثیر گزار بوده و آنها به عنوان سکان داران این ورزش ها چه برنامه هایی داشته اند و تا چه اندازه موفق بوده و تا چه اندازه وظیفه خود را انجام داده اند؟؟؟؟؟

یکی از دلایل این مشکلات عدم توجه کافی به تیم ها و رده های پایه میباشد بطوریکه به دلیل همین بی توجهی بازیکنان ما به یکباره از رده نوجوانان و سنین پایین به تیم های بزرگسالان هدایت می شوند و این خود یکی از دلایل غرور کاذب و مانع پیشرفت آنها می شود

امروزه وجود دارد بازیکنانی که توانایی پیشرفت را دارند ولی به همین دلایل و چند دلیل دیگر از جمله مهیا نبودن بستر مناسب برای آموزش صحیح ، استفاده برخی از باشگاهها و مربیان از تعصبات قومی ، مجموعه ای و ... ، عدم توجه کافی ادارات ، نهاد ها و اقشار مختلف به ورزشکاران و عدم رفتار حرفه ای خود ورزشکاران از پیشرفت و تعالی دور مانده اند ..

شاید عجیب باشد ولی بعضی از بازیکنان ما به دلایل مذکور حتی اگر جایی بیرون از شهرستان راه پیشرفتشان باز باشد حاضر نیستند جو و حواشی را رها کنند و ترجیح میدهند همینجا بمانند ....

لطفا با نظرات و پیشنهادات خود به ورزش شهر هفشجان  کمک کنید

با تشکر

مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود.
پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی می توان به پایتخت رفت ؟
پس از او  وزیر پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود، کدام است ؟‌
سپس سربازی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌ راهی که به پایتخت می رود، کدام است ؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی ؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی ؟ مگر تو نابینا نیستی ؟
نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها. پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد، ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.
طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست.
نه سفیدی بیانگر زیبایی است و نه سیاهی نشانه زشتی.

شرافت انسان به اخلاقش است.

مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود.
پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی می توان به پایتخت رفت ؟
پس از او  وزیر پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود، کدام است ؟‌
سپس سربازی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌ راهی که به پایتخت می رود، کدام است ؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی ؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی ؟ مگر تو نابینا نیستی ؟
نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها. پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد، ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.
طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست.
نه سفیدی بیانگر زیبایی است و نه سیاهی نشانه زشتی.

شرافت انسان به اخلاقش است.