جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

اخلاق

جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان

http://www.negahak.com/album/fun/image_gallery.jpeg

روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت : 

اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم 1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک میگذاریم : 100 

اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک میگذاریم : 1000

ولی اگر زمانی عدد 1 رفت ( اخلاق )؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند ، 000

صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد 
و این یادآور کلام حکیم ارد بزرگ است که می گوید : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران . 

رنگ مد سال ۲۰۱۵

رنگ مد سال ۲۰۱۵

هفته گذشته نیز، پنتون رنگ سال ۲۰۱۵ را رنگ “مارسالا” معرفی کرد.

از سال ۱۹۹۰ میلادی تا کنون، موسسه “پنتون” رنگ مخصوص سال را انتخاب کرده است، آنها با این کار خود باعث می شوند مشتری ها در دوازده ماه آینده، رنگ خاصی برای پوشش ها یا خریدهای مرتبط شان داشته باشند. هفته گذشته نیز، پانتون رنگ سال ۲۰۱۵ را رنگ “مارسالا” معرفی کرد.

رنگ مد سال 2015

چه کسانی در مرگ آثارباستانی دخیل هستند؟

عرصه باستان شناسی  میدان تاخت و تاز رجال سیاسی شده است.اگر نیم نگاهی به مسندنشینان مصر ریاست و کرسی صدارت میراث وسوابق آنها شود بوضوح پی به همه چیز خواهیم برد.از استاندارد و فرماندار ،از شهردار و امین اموال با مدرک فوق دیپلم از سازمان آب تا مجموعه سینمای فارابی ....ترکیب و بافت میراث را بر هم زده اند میراثی آسیب پذیر و شکننده،تخریب شده و ویرانگر حاصل همان مدیریت هایی است که نمی خواهند کنار بروند. حتی با مرگ و نابودی همه ی میراث این سرزمین

بارها گفته شده است که یک باستان شناس چهره علمی و هنرمند و عاشق و دلسوزی است که تجارب ارزنده  روح و افکار او برای سازندگی میراث طراحی شده است اما امروزه میراثگردانان غیر باستان شناس هستند.باستان شناسان که هدفشان کشف حقیقت ها و واقعیات تاریخی است خود مانند تاریخ و میراث فرهنگی به فراموشی سپرده شده اند.باستان شناسان به ارزش های یک بنا و شئی تاریخی ،به اهمیت و اعتبار اسناد و مکان های استقراری کهن آگاهی و وقوف دارند اگر مشاهده می شود که وضعیت ملتهبانه آثار و مراکز و مکان های تاریخی بسیار آزاردهنده و بغرنج شده است حاصل دخالت  های عده ای غیر باستان شناس است.برخلاف سایر کشورهای امروز جهان ،در کشور ما کرسی میراث فرهنگی به افراد غیر متخصص واگذار می شود و متاسفانه چاره جویی هم نشده است. موزه بزرگ ملی کشور هم تا کنون از این بی مسولیتی هاکم آسیب ندیده است.متاسفانه کارگاه عظیم خلقت و آفرینش که هزاران سال شاهد شکوفایی تمدنی سترگ و ممتاز ،بی بدیل و بی همتا ،یگانه و منحصربفرد در عالم بود امروز شاهد عمق تخریب ها و ویرانی هایی است که دامان همان تمدن سترگ و باشکوه را گرفته است.هزاران آثارباستانی چونان خود آدمی که صدها پیام تاریخی بر شانه می کشیدند امروز از مدیریت های بی تخصص ،رنج های بیشمار می کشد.  

دانشگاه «ترکان‌ خاتون» کرمان زباله‌دانی شد. شماره ثبت در فهرست میراث ملی 124

بهره وری

تقریبا میشه گفت که ارتباط با شرکتهای سهامی و تکمیل اطلاعات سهامداری جهت دریافت سود و گواهینامه حق تقدم سهام و غیره معضلی باشه عمومی و راهکارهای موثر غلبه بر این مشکلات جالب توجه.

من خودم برای رفع این مشکلات و یکپارچه سازی امورات سهامداری اقدامات زیر رو انجام دادم:

1- حسابی مخصوص کلیه دریافتها و پرداختهای مربوط به سهامداری با افتتاح حساب از بانک پاسارگاد

امکاناتش:

الف- دسترسی اینترنتی و امکان انتقال وجه بین بانکی و حواله پایا و غیره 

ب- نرم افزار همراه بانک تمام و کمالش که امکان ارتباط بین سرور رو از طریق اینترنت هم میده

پ- فعالسازی پیامک تراکنش های حساب بدون منت و هزینه و نیاز به درخواست جداگانه، از بدو افتتاح حساب

ت- امکان برداشت از حساب بذون کارت شناسایی و با اثر انگشت!

2- عضویت در سامانه فاکس اینترنتی شرکت آتریسا و ارسال و دریافت فاکسها بصورت اینترنتی و 24 ساعته

امکاناتش:

الف- دفترچه تلفن برای ثبت آدرس و نمابر و غیزه شرکتها بمنظور سهولت استفاده

ب- امکان تنظیمات گسترده برای ارسال و دریافت فاکسها (اطلاع رسانی پیامکی دریافت و ارسال هم)

 

3- اسکن نمونه امضا جهت قرار دادن زیر برگه های اطلاعات سهامداری و ارسال برای شرکتها (اگر با امضای اصلی شما بری سایر امورات کمی متفاوت تر باشد بهتر است)

من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم.
من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب.
فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت تا اینکه جای مان را عوض کردیم.
حالا آرام شدم و هر وقت از او می پرسم که کجا می رویم ؟
بر می گردد و با لبخند می گوید:"تو فقط رکاب بزن" ...