پانزدهمین جلسه شورای معاونین و مدیران سازمان در تاریخ 27/10/93 تشکیل گردید. خاطر نشان می سازد این جلسه به منظور بررسی مصوبات جلسه قبل و کم و کیف برگزاری نشست تخصصی دستاوردهای سوادآموزی (تحلیل عملکرد گذشته و ترسیم چشم انداز آینده) تشکیل شده بود . آقای باقرزاده معاون وزیر و رئیس سازمان در ابتدای جلسه از برنامه ریزی ها و عملکرد موفق ستاد بزرگداشت هفته سوادآموزی تشکر کرد و تاکید نمود: ضروری است که تلاش های همکاران مستند گردد. وی همچنین توصیه نمود عملکرد هفته سوادآموزی استانها مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و ضمن شفاف سازی فعالیت ها براساس کارهای خوب استانها از آنها تقدیر گردد. وی به دو مسابقه انجام شده در هفته سواد آموزی اشاره کرد و افزود : هم مقاله نویسی و هم انشاء نویسی دنبال شود، هر دو مهم است و بایستی مسیر خود را طی کند. وی به تمهیدات صورت گرفته برای بازنگری برنامه و تدوین برنامه عمل سواد آموزی نیز پرداخت و اعلام کرد : استارت این کار حدود 7 ماه پیش زده شده و بخش های مختلف در آن درگیر بوده اند، ضروری است برنامه ریزی های لازم برای نهایی سازی آن انجام گیرد. باقرزاده در سخنان خود به ضرورت مستند سازی اقدامات ستادی اشاره کرد و گفت : باید تدبیری اندیشیده شود که گزارش عملکرد سازمان در سال 93 همچون سنوات گذشته با رویکرد فعالیت خود سازمان ، تهیه و تا پایان سال جهت چاپ ارائه شود. وی همچنین به نقش عوامل انسانی در اجرای سیاست ها و ماموریت های محوله اشاره کرد و تصریح نمود : به آموزش کارشناسان شهرستانها و استانها وقت بیشتری گذاشته شود و دوره های متمرکز برای کارشناسان شهرستانها برگزارگردد... منبع: سازمان نهضت سواد آموزی کشور
در جان مان نشاندی
با یک نظر دلم را
تا ناکجا کشاندی
گویی که در نگاهت
دامیست بی نهایت
صیاد می سپارم
جان را به زیر پایت
/
/
بهمن سلیمانی بابادی
تو که رفتی اشکام
شبو روز میریزه
نداری تو احساس
تو قلبت یه ریزه
تو حتی نخواستی
که عشقو ببینی
شکستی دلم رو
که با کی بشینی
میگن قسمت اینه
میگن موندنی نیست
ولی حسو عشقم
به تو مردنی نیست
/
/
بهمن سلیمانی بابادی
امشب داشتم با محمد تو راه برگشت حرف میزدم که یک مطلب بهم گفت که واقعا به نظرم جالب امد ، خندیدم وهم تأسف خوردم .اینکه تعدادی از بچه های مسجدسلیمان و تعدادی از بچه های ایذه بخاطر اینکه هرکدوم محمد یاوری را برای شهر خودشون میدونستند باهم درگیر شده بودن و کار به جاهای باریک رسیده بود
من واقعا تاسف میخورم وقتی میبینم همچنین مرز بندی هایی بین خودمون قرار میدیم که روز بروز باعث دورترشدن اقوام از هم میشه چه فرقی میکنه که از چه طایفه ی بختیاری باشی اگه اخلاق نباشه کاش میشد روزی برسه که قدر یکپارچه بودن رو بدونیم
ﻟﻄﻔﺎ ﺗﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺴﺘﮕﺮﺍﻣﺶ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ Mohammad_Yavari ﻫﺴﺘﺶ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﺩﺭﺱ ﺍﯾﻨﺴﺘﮕﺮﺍﻡ ﻣﻨﻢ BABADI.BAHMAN ﻫﺴﺘﺶ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻫﻤﻮﻧﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﭘﺸﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﻣﻮﻥ ﺩﺭﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﺑﻬﻤﻦ ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎﺑﺎﺩﯼ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺗﻤﺎﻡ ﺩَﺩﻭﯾﻞ ﻭ ﮔﻮﯾﻞ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


با سلام و عرض احترام دوباره خدمت همراهان و بازدیدکنندگان گرامی
این وبلاگ از اسفند ماه سال 1390 تا به امروز مطالب و تصاویر گوناگونی را درباره روستای بزوجیق مخابره کرده است. در این بین دوستانی هم بودند که با انتقادها و پیشنهادها و هر از گاهی با ارسال تصاویر و مطالب ما را در این راه یاری کردند که از همه این عزیزان تشکر می کنم.
بروز رسانی چنین وبلاگی شاید در مدت زمان کوتاهی موجب رضایت بازدیدکنندگان باشد ولی مطمئناً در طی گذشت زمان ، موجبات تنوع فکر و خلاقیت را می طلبد. قطعاً پیشنهادها و انتقادهای منصفانه شما ما را در ادامه کار بیشتر یاری خواهد کرد. ممکن است هر کدام از ما تصاویری قدیمی و یا مطالبی در اختیار داشته باشیم که بازگو کردن آنها در یادآوری روزهای پیشین روستایمان و به نوعی تاریخ و خاطرات گذشته موثر واقع گردد.
لطفاً هر گونه ارائه مطالبی که نیاز می بینید در وبلاگ برای عموم هم ولایتی ها به اشتراک گذاشته شود را به جیمیل زیر ارسال کنید تا با اسم خودتان در وبلاگ ثبت و درج شود.
با تشکر...
bezujiq@gmail.com
- به نظرت ممکنه میمون ها هم یه روزی تکامل پیدا کنند و مثل ما آدم بشن؟
- خدا رو چه دیدی شاید هم شد!
- یعنی چجوری؟ کاش زنده باشیم و اون روز رو ببینیم.
- ببین مثلا الان اگه یه پلنگ به میمون ها نزدیک بشه میمون ها با جیغ و داد میمون های دیگه رو خبر می کنن. حالا فرض کن به اذن خدا یه تغییر ژنتیکی اتفاق بیافته اون وخت کل رفتارشون تغییر می کنه.
- یعنی اونا پلنگ رو شکار می کنن؟
- نه حالا خیلی راه دارن تا به اون مرحله برسن. ببین همه چی به ظرفیت عقلی بر می گرده. مثلا اگه اون تغییر ژنتیک که گفتم باعث بشه میمونه با خودش فکر کنه اگه سر و صدا نکنه تا پلنگی که داره به گله نزدیک میشه اون میمونی که حواسش نیست رو بخوره، دیگه احتمال کمتری داره که خودش شکار پلنگ بشه و تهدید کمتری سراغش میاد. فهمیدن این مسأله میتونه یک نقطه عطف در تکامل میمون باشه.
- البته شاید هم با خودش فکر کنه که اگه من اونو خبر نکنم دیگه هیچ میمونی هم وقتی پلنگ به من نزدیک میشه، منو خبر نمی کنه و دیگه نمی تونه یه لحظه آروم و قرار داشته باشه باید همش حواسش پشت سرش باشه.
- خب البته تکامل فرایندی یک بعدی که نیست و مرحله به مرحله هم پیچیده تر میشه و اون میمون برای عبور از این مرحله علاوه بر اون استدلال که گفتم به هنر هم نیاز داره. یعنی وقتی که پلنگ اون میمون رو جر داد این میمون تکامل یافته باید هنرشو نشون بده. یعنی باید بره پیش گله میمون ها و توی سر و صورتش بزنه. ای خدا منو بکشه ای پلنگ منو بخوره ای من بمیرم، الان چه وخت چرت زدن بود چرا من بیدار نبودم و اون مرحوم رو خبر دار نکردم. ولم کنید بذارین برم خودم بندازم توی گله پلنگا .....
- عجب!
- بله آقا آدمی بی خود که اشرف مخلوقات نشده. آدمی، معجونی از عقل و هنره. بی خود نیست که سعدی رحمته الله علیه می فرمایند: به عقلش بباید نخست آزمود ..... بقدر هنر پایگاهش فزود.