
خشک شدن دریاچه ارومیه به عنوان معضلی جدی برای منطقه و ایران است که تبعات فاجعه بار آن می تواند چندین استان از ایران و همچنین کشورهای همجوار را تحت تأثیر قرار دهد.روزگاری آب این دریاچه معضلی برای کشاورزان و همچنین راههای ارتباطی کناره های آن بود و آب آن در زمینهای کشاورزی حاشیه دریاچه سرریز می شد و سالانه هزینه های زیادی بر دست کشاورزان می گذاشت.اما این شرایط دوام چندانی نیاورد و با تغییر اقلیم، احداث سدها، گسترش بیش از حد کشاورزی، احداث پل میانگذر، نبود نظارت توسط اداره منابع طبیعی در قسمتهای حاشیه ای دریاچه، آب آن روز به روز فرو کشید و پیش بینی های متخصصان امر که از سالها پیش هشدار خشک شدن دریاچه را می دادند به تحقق پیوست.
شورای چهارم، سواد و صلاحیت و تخصص بررسی و تصویب بودجه سیصد و پنجاه و هشت میلیارد تومانی شهرداری را دارد!؟
تامین چند درصد این بودجه بعهده مردم یزد است!؟
چند درصد این بودجه کلان با ندانم کاری ها باز به هدر خواهد رفت!؟
بودجه شهرداری برای هزینه، توسط چه کسانی مدیریت می شود!؟
تقدیم بودجه 358 میلیارد تومانی یزد به شورای شهر
"می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولی خدا نور خود را کامل می کند ،هر چند کافران خوش نداشته باشند "
جامعه فرهنگی فارس ، دین مقدس اسلام را مبرا از اعمال خشونت آمیز گروه جعلی داعش می داند و عمل شرم آور نشریه شارلی ابدو را نه تنها مصداق آزادی بیان نمی داند بلکه آن را نمونه بارز آزادی هتاکی و نفرت انگیزی قلمداد می نماید .
آمادگی خود را جهت هر گونه اقدام برای تنویر افکار عمومی جهانیان در عرصه فرهنگی ، علمی ، جهاد و شهادت تحت زعامت مقام معظم رهبری برای مقابله با توطئه های استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل اعلام می دارد .
بنام خدا
بورمه: (Bürmə) چین. پلیسه. لوله شده. به هم پیچیده. بندی که از دهن کیسه گذرانیده، چون آن را بکشند، سرکیسه به هم آید و جمع شود. دستة علف که به هم پیچیده خشک کنند و در زمستان به دواب دهند.
بوْز آلما: (گیا) سیب زمستانی.
بوْز آی: (Boz ay) ماه آخر زمستان.
بوْستان پوْزما: جالیزچاپان. 15 روز مانده به زمستان که جالیز را از هم می پاشانند.
مدتی قبل با یکی از دوستان رشتی خود قرار گذاشته بودم تا در باره علت عقب ماندگی و عدم توسعه استان گیلان به ویژه شهر رشت در این وبلاگ مطلبی بنویسم. علت توسعه نیافتن این استان را در دو قسمت کشوری و استانی می توان خلاصه کرد.
در سطح کشوری: به خاطر نبودن هیچ گونه برنامه معینی برای توسعه استان و همچنین تعلق نگرفتن بودجه مناسب برای پیشرفت در میان دولت های گذشته؛ و در سطح استانی: استفاده از مدیریت غیر بومی، کوتاهی دید مدیریت، نداشتن تعهد کاری و اخلاقی در مناصب به دست گرفته، وسیله فرض کردن مدیریت در استان به عنوان پله ترقی در مراتب اداری و سیاسی بالاتر در پایتخت، پر کردن جیب خود و خانواده خویش پس از دست یابی به قدرت، از جمله علل توسعه نیافتن این استان سر سبز است.
در این باره بد نیست به سر مقاله یکی از مجلات استان که ظاهرا به قلم آقای هوشنگ عباسی است، اشاره شود، به امید آنکه مورد توجه مسئولین محترم استان گیلان به ویژه شهر رشت قرار گیرید:
عقب ماندگی و عدم توسعه گیلان چیزی نیست که تازه اتفاق افتاده باشد. سی سال و بلکه چندین دهه است که سایه شوم آن بر سر استان افتاده. از قبل از انقلاب شروع شده بود، امید می رفت با بروز انقلاب، عدالت اسلامی موعود شامل حال آن شود که نشد، بلکه سوء مدیریت غیر بومی و اعمال یک سری سوء تفاهمات ذهنی و فکری و پیش داوری های غلط ایدئولوژیکی روز به روز به پسرفت دچار شد تا جایی که به یکی از استان های محروم کشور تبدیل گردید. وقتی دوران تخریب طولانی شد پیداست دوران سازندگی آن به مراتب طولانی تر خواهد بود. ما هنوز کوچک ترین سهم خود را از کشور نگرفته ایم، راه پیشرفت را نپیموده ایم و مزه شیرین توسعه را نچشیده ایم که به ما تلقین می شود سهم کشوری خود را ستانده ایم!
آنان که در استان توسعه نیافته ای مثل گیلان، کارگاه عمرانی زده اند به واقع کار قهرمانانه کرده اند، دستشان درد نکند، اما در جامعه ای که دل به قهرمانان خوش کرده است، قهرمانان تا خستگی مفرط باید کار کنند. زود است که در آغاز کار، شیفته کار ناتمام خویش باشند و آنی به پایان خوش آن فکر کنند، پایانی که به اعتبارش، اعتماد چندانی نیست.
باور با عمل به دست آید نه با حرف. از قدیم گفته اند کار را که کرد آن که تمام کرد.
(گیله وا، اردیبهشت و خرداد 1389ش، ش109، ص5)