
یک خبر بزرگ، نباء عظیم!
به گزارش انصاف نیوز (و همه ی سایت های خبری بجز صداو سیما) علی مطهری نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی دیروز نطقی نمود که به بتعبیر روزنامه شرق"مجلس را به تنفس وا داشت".
شاید کوتاهترین و موجزترین بخش از نطق این نماینده محترم در این جمله اش خلاصه شود که "اگر بخواهیم روز 9 دی را مظهر تفرقه میان ملت قرار دهیم، دیگر یوم الله نخواهد بود بلکه یوم الشیطان خواهد بود"
زیرا مابقی نظرات او در مورد حصر آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خانم رهنورد بارها و بارها از سوی ایشان در مجامع مختلف و حتی در حضور رهبری نیز بیان و اعلام شده است.
" گفتم از نظر من و بسیاری از افراد، ادامه حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی به نفع کشور و انقلاب نیست و ضرورتی ندارد. اگر یکی از این دو در این حال از دنیا برود، مسئله به صورت یک غده چرکین برای جمهوری اسلامی باقی میماند.
از جناب عالی درخواست میکنم که به قوه قضائیه دستور بدهید که این موضوع را تمام کنند. اگر لازم است محاکمه شوند، همراه سایر اطراف ماجرا محاکمه شوند و به قضیه خاتمه داده شود.
ایشان فرمودند: «من قبلا درباره بصیرت صحبت کردهام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد میکردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کردهایم."
و حتی این بخش از نطقِ دیروزش نیز قبلاً بارها ابراز شده بود که؛
"رییس محترم قوه قضائیه در پاسخ به نامه اینجانب اولا حصر را مجازات ندانستهاند؛ در حالی که حصر از حبس و زندان سنگینتر است زیرا زندانی حقوقی دارد که توسط ناظران قانونی رصد میشود ولی محصور چنین نیست. ثانیا ایشان مصوبه مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی را از نظر دوام یکسان دانسته است در حالی که چنین نیست و مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی صرفا ناظر به دوره ی ناامنی مورد نظر و یک تصمیم موقت است. مثلا این شورا نمیتواند تصویب کند که فردی باید محصور شود تا زمانی که توبه کند یا تا زمانی که از دنیا برود. هرگونه حکم دائمی منوط به محاکمه در دادگاه صالح علنی و شنیدن دفاعیات متهم است. پیغمبر اسلام هم نمیتواند بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات متهم حکم مجازات صادر کند مگر به واسطه وحی.
رئیس محترم قوه قضائیه نباید از انتقاد برنجد و در پاسخ خود منتقد را بنوازد. به بیان شهید مطهری هر مقام غیر معصومی اگر در جایگاه غیرقابل انتقاد قرار گیرد هم خودش فاسد میشود و هم جامعه را فاسد میکند".
کار بدان جا می رسد که؛
"در ابتدا نمایندگان با فریاد دو دو قصد مزاحمت در سخنرانی را داشتند، اما پس از آنکه ابوترابی سخنرانی را قطع کرد و تذکری را به مطهری داد در ابتدای شروع باقی مانده نطق، نمایندگان با شعار مرگ بر فتنه گر و الله اکبر به سمت تریبون حمله کردند.
وی گفت: نمایندگان در هر حال سعی می کردند تا مانع ادامه سخنرانی شوند، که باعث ایجاد تشنج در صحن علنی مجلس شد، با اینکه رئیس جلسه سعی می کرد نمایندگان را آرام کند ولی نمایندگان بی توجه به تذکرات ابوترابی در جلو تریبون مجلس جمع شدند."
"فتاحی در خصوص سومین موج درگیریها در جریان این نطق جنجالی افزود: زمانی که مطهری بار دیگر نطق خود را ادامه داد مخالفان از طرف چپ تریبون وارد شدند و خواستند نطق مطهری را پاره کنند که او دفاع کرد و اجازه نداد. اما نمایندگانی که موفق نشده بودند موجی او را به سمت در خروجی صحن هل داده و او بر زمین افتاد و به خاطر فشارها دستهایش زخمی شد. البته ما تلاش زیادی کردیم که او بر زمین نیفتد، اما فشار نمایندگان بسیار زیاد بود."
می توان تمام این تحرکات اخیر ایشان را به پیام کروبی به او نسبت داد که از این نماینده تهران در مجلس خواسته تا به “طرفیت از وی” پیگیر حق دادرسی و فراهم نمودن مقدمات لازم درجهت برپایی دادگاهی علنی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی٬ باشد."
چند نکته:

قیمت:140000ریال
موضوع :
حسابرسی (2)
فرمت فایل: PPT (قابل ویرایش)
فهرست :
فصل اول: کلیات
فصل دوم : موجودیهای صندوق بانک
فصل سوم : سرمایه گذاریها در سهام ، اوراق قرضه و اسناد خزانه
فصل چهارم: حسابها و اسناد دریافتی
فصل پنجم : موجودیهای جنسی و قیمت تمام شده
فصل ششم : دارائیهای ثابت
فصل هفتم : بستانکاران و سایر اقلام بدهی ( حسابها و اسناد پرداختی )
فصل هشتم : دیون با کارمزد و بدهی احتمالی
فصل نهم : حقوق صاحبان سهام
فصل دهم: رسیدگی تفصلی به اقلام درآمد و هزینه
فصل یازدهم : گزارش حسابرسی
جهت دانلود محصول اینجا کلیک نمایید
با مدد از وجود نازنین امام رضا علیه السلام آخرین آیه فکر میکنم یک دارویی است برای همهی امور زندگی ما «شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ»
من حس میکنم باور به خدا هم در انجام واجبات به ما قوت میدهد دیگر مهم نیست برای ما که مردم بپسندد یا نپسندد انگ بزنند یا نزنند در ترک محرمات هم به ما حیا میدهد
باور داریم خدا دارد ما را نگاه میدهد در مصیبتها هم به ما استقامت میدهد
«إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا» زینب کبری در انجام تکالیفش کم نیاورد در گناه هایی که دشمن داشت زمینه اش را فراهم میکرد هیچ اعتنایی نکرد در مصیبتها هم کم نیاورد فقط به دلیل این که میدانست خدا دارد نگاه میکند
ما هم این طور نگاه کنیم انجام واجبات مان قشنگ ترک محرمات مان به زیبایی و استقامت در برابر مشکلات ما زینب گونه انجام خواهد شد.
حتما در اینترنت بارها به عبارت لایک ، لایک زدن و یا لایک کردن برخورده اید.
و همیشه به این فکر کرده اید که لایک همان کلمه like بمعنای دوست داشتن یا پسندیدن هست در زبان انگلیسی. زیاد هم فکرتان بیجا نیست.
اما بد نیست سابقه لایک رو در زبان پارسی ، زبان رسمی سرزمین خودمان هم جستجو کنیم.
اصل مطلب و مسلم اینست که این داستان واقعیت دارد حتی اگر ریشه اصلی لایک ربطی به این داستان پارسی نداشته باشد.
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻐﻮﻻﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽﺭﺣﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﯿﻼﺧﻮﺧﺎﻥﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﺖ ﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
دﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻟﯿﺮﺑﻪﻧﺎﻡ ﺑﺎﻣﺸﺎﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺩﮔﺎﻥﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﻮﻣـﭙﻪ ﺩﯾﻮﺙ ﺑﻮﺩ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭﻗﯿﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻃﯽﻧﺒﺮﺩﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻼﺧﺮﻩ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪ .
چهار ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ, ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ 4 ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺭﺍﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺘﺶ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺍﻭ ﺑﻪﮐﻤﮏ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻓﺮﺍﺭﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺠﻬﯿﺰ ﻗﻮﺍﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪﺟﻨﮓ ﺑﯿﻼﺧﻮ ﺧﺎﻥ ﺭﻓﺖ, ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩ ﻭ ﺳـﭙﺲ ﻧﺎﺣﯿﻪﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍﺁﺯﺍﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻧﺸﺴﺖ.
ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ ﺑﻪﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼﺷﻬﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ 4 ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺑیلاﺥ ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﮐﺴﯽﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯽﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ.ﮐﻢﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﺑﻪﺑﻼﺩ ﮐﻔﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻼﺥ ﺑﻪ ﺑﯿﻼﯾﮏ ﻭﺳـﭙﺲ ﻻﯾﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮔﺮﺩﯾﺪ.
ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ...
ﺧﺐ ﺑﺴﯿﺎﺭﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ...
ﻣﻐﻮﻻﻥ ﺗﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺗﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯿﺎﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.ﺍﺯﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥﺑﻪﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻣﻐﻮﻝ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺷﮑﻞﺑﺪﯼﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ.