آمارهایی که اخیراً توسط الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون درباره گسترش وسیع پوشش حجاب منتشر شده و با توجه مسئولان کمیسیون فرهنگی مجلس مواجه شده، این پرسش را پیش آورده که آیا از روشهای خاصی که این بازدهی جالب را در کوتاه مدت داشته، برای تغییر فضای فرهنگی کشور بهرهبرداری خواهد شد؟
به گزارش «تابناک»؛ ماجراهای الهام چرخنده به نقطه جالبی رسیده و این بازیگر سینما و تلویزیون پس از چادری کردن دو تن از بانوان محجبه عضو تیم ملی ووشو کشورمان، گفتههای جالبی مطرح کرده که اگر با مستندات قابل اتکایی همراه باشد، یک اتفاق متفاوت و عجیب است و همانگونه که طرحش اسباب شگفتی در پی داشته، مشخص شدن نمودهای عینیاش، این شگفتی را مضاعف مینماید.
این بازیگر سینما و تلویزیون گفته است: «به فاصله یک ماه و چهار روز، سه هزار و 900 نفر به کمک من حاضر به استفاده از تاج بندگی یا چادر شدند. چقدر قضاوت آدم ها مهم است و بابت لایک ها چه چیزی را پرداخت می کنیم.» و در واقع ما به ازی هر روز 114 بانوی کشورمان را با چادر همراه نموده که از هر منظری به این ماجرا نگریست، با عددی بزرگ مواجه هستیم.
از این منظر اگر همایشی با حضور 3900 تن از بانوانی که توسط این بازیگر به زیور چادر آراسته شدهاند، برگزار شود، نمادی از یک حرکت فرهنگی و اثرگذاریاش در مدت یک ماه و چهار روز بوده باشد و در واقع توانمندیهای فرهنگی پنهان را از طریق چنین برنامههایی میتوان مورد سنجش دقیق نیز قرار داد و از ظرفیتهای موجود بهره برداری بهتری کرد.
سکان حجاب کشور را به دست الهام چرخنده بسپارید
تقریباً هیچ مسئولی نمیتواند حتی وعده چادری کردن نزدیک به چهار هزار نفر را در یک ماه بدهد اما الهام چرخنده بدون آنکه وعدهای بدهد، وارد این میدان شده و در یک ماه این جمعیت عظیم از بانوان چادری را شکل داده که طبیعتاً چنین حرکتی بدون اعتبارات فرهنگی و برنامههای وسیع اتفاقی شگرف و جالب توجه است و همین موضوع توجه اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس را نیز در پی داشته است.
در نشستی که در کمیسیون فرهنگی برگزار شد، نیره اخوان بیطرف، عضو فراکسیون زنان مجلس نهم در ادامه با بیان اینکه بزرگ ترین اتفاق در زندگی هر شخص این است که سیئات گذشته اش به حسنات تبدیل شود، گفت: «اکنون در زندگی آن 3 هزار و 900 نفری که پوشش چادر را برای حجاب خود برگزیده اند تغییرات اساسی ایجاد شه است.»
همچنین فاطمه آلیا، دیگر عضو فراکسیون زنان مجلس نیز در ادامه با به جشنواره های مختلفی که به صورت مداوم برگزار می شود اشاره و بیان کرد: «با وجود برگزاری جشنواره ها، همایش ها و نمایشگاه های مختلف تا کنون نتیجه چندانی نگرفته ایم اما اکنون با فراهم آمدن چنین شرایطی می توان به عنوان یک ظرفیت از آن استفاده کرد لذا الان زمان امتحان ما فرا رسیده است که چگونه از این موقعیت استفاده کنیم.»
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی در ادامه پیشنهاد کرد کمیته حمایت از راهی که الهام چرخنده می رود در کمیسیون فرهنگی تشکیل شود تا این بازیگر بتواند بهتر و با کیفیت تر در راهی که پیش گرفته، قدم بردارد و آنگونه که چرخنده خبر داد، قرار است سازمان فرهنگی در راستای فعالیتهایش تاسیس نماید که احتمالاً این کمیته نیز در همین راستا به چرخنده کمک خواهد کرد.
از این منظر شاید بهتر باشد با تجمیع همه هزینههای کلان فرهنگی که برای گسترش حجاب در نظر گرفته شده و دامنهاش از همایشها تا گشت ارشاد گسترده است و سپردن مجموعه این اعتبارات به چهرهای چون چرخنده، اجازه داد به جای روشهای کنونی، با روشی که او در پیش گرفته به سادگی حجاب را به طریق اولی در کشورمان نهادینه کرد. آیا همه روشهای کنونی از جمله گشت ارشاد، برچیده خواهد شد و سکان حجاب در کشور با کمک کمیسیون فرهنگی مجلس به الهام چرخنده سپرده خواهد شد؟
پدر معتادی که گلوی فرزندش را برید، توسط ماموران پلیس آگاهی دستگیر و در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
به گزارش پلیس آگاهی تهران بزرگ، ساعت 16:30 مورخه 17 دی ماه زنی با مراجعه به کلانتری 152 خانی آباد گفت: پسرم بنام «حامد . ی» (متولد 1359) به همراه پسر هشت ساله اش بنام «نوید» (نوه شاکیه) از خانه خارج شد زمانی که حامد به خانه بازگشت، بر روی لباس ها و کفش ها و حتی بر روی پلاک موتورسیکلتش آثار خون وجود داشت اما از نوید خبری نبود.
با توجه به اظهارات مادربزرگ نوید، بلافاصله مأموران کلانتری 152 خانی آباد به محل زندگی حامد که پس از متارکه از همسرش در منزل مادری اش زندگی می کرد، رفته و اقدام به دستگیری وی کردند.
با توجه به کشف آثار خون بر روی لباس ها و همچنین موتورسیکلت و احتمال ارتکاب جنایت از سوی حامد، مأمورین در خصوص سرنوشت نوید به تحقیق از حامد پرداختند.
حامد در اظهاراتش به مأمورین عنوان کرد که آثار خون موجود بر روی لباس ها و موتورسیکلت آپاچی سفید رنگ به علت درگیری او در خیابان نیلوفر بوده که طی آن با چندین نفر که قصد ربودن نوید را داشته اند !! درگیر شده و آنها را با چاقو زده است و در ادامه مدعی شد که نوید توسط این افراد ربوده شده است.
با توجه به اظهارات حامد در خصوص درگیری وی در خیابان نیلوفر، بلافاصله مأمورین به خیابان نیلوفر مراجعه و به تحقیق از اهالی و کسبه این منطقه پرداختند اما با تجمیع اظهارات اهالی مشخص شد که هیچ درگیری در این منطقه رخ نداده است.
همزمان با تحقیقات در کلانتری 152 خانی آباد و ثبت پرونده فقدان پسربچه هشت ساله در سیستم جامع پلیس، در ساعت 20:30 هفدهم دی ماه مأمورین گشت منطقه 19 پلیس راهور تهران بزرگ در حین گشت زنی جسد پسربچه ای را در فضای سبز واقع در زیر پل شهید صنیع خانی کشف می نمایند که بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در محل کشف جسد حاضر شدند.
بلافاصله تحقیقات از همان محل کشف جسد آغاز و با بررسی سوابق فقدان افراد، هویت جسد که همان نوید هشت ساله بود ، شناسایی شد.
با کشف جسد نوید که از ناحیه گلو دچار بریدگی شدید شده و از سوی دیگر با توجه به دلایل و مدارک بدست آمده در خصوص ارتکاب جنایت توسط «حامد . ی»، هماهنگی های لازم انجام و پدر نوید جهت ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و در تحقیقات تکمیلی مشخص شد که حامد اعتیاد شدیدی به مصرف مواد مخدر به ویژه شیشه دارد و همین موضوع باعث شده تا همسرش از وی متارکه کند.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: با توجه به دلایل، شواهد و مدارک بدست آمده و احتمال ارتکاب جنایت توسط پدر مقتول (نوید) ، «حامد . ی» با قرار بازداشت موقت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته و تحقیقات از وی در دستور کار کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی قرار گرفته است.
سلام
بعد از اینکه مادرشوهرم خون تزریق کرد و شیمی درمانیشو انجام داد ، حالش بهتر از قبل شد و کمی جون گرفت احساس کردیم شیمی درمانی این دوره بهش ساخته و عوارضش ظاهر نشد ، خواهر شوهر بزرگه خیالش راحت شد و رفت ...
برادرشوهر کوچیکه و خانمش از شمال اومدن و از همون روز کم کم عوارض خودشو نشون داد ... نفس نفس میزد ، دهان و زبون و لب حالت پخته و آفت زده شده بود و بخاطر همین هیچی نمیتونست بخوره و فقط شیر میخورد ، صداش گرفته بود ، استخون درد و بدن درد داشت ، نای حرکت نداشت ......
همه فکر کردیم عوارض شیمی درمانیه و کم کم خوب میشه ... همه فکر میکردیم حد اقلش تا اخر سال دووم میاره ولی نیاورد ... توان تحمل این همه درد و رنج رو نداشت ... نفس نداشت .... جون نداشت ....
روز اخر ، صبح که رفتم پایین پیششون ، تا وارد شدم نزدیک بود لگدش کنم ! دقیقا جلوی در روی زمین دراز کشیده بود و پتو روش بود ! گفتم : عه !!!! زندایی !!!! اینجا چرا دراز کشیدین ؟؟؟ چی شده ؟؟؟ با صدای گرفته گفت : افتادم ! از دستشوئی که داشتم میومدم بیرون افتادم ! دستم درد گرفت ..... خواهر شوهر کوچیکه که دکتر هم هست و از شب قبلش اومده بود خونه ی ما ، توضیح داد که مامان تا در دستشوئی رو باز کرد همون داخل افتاد و اون کشیدش بیرون و همون دم در روش پتو انداخت ....
و این اخرین مکالمه ی ما بود .....
** ادامه مطلب رمز نداره ... خیلیم طولانیه ..... اگه حوصلشو داری برو .... **