جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

مرگ یا خواب؟

تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان

 

انتظار همه را نیز به آخر برسان

 

 

همه پرورده‌ی مهرند و من آزرده‌ی قهر

 

خیر در کار جهان نیست، تو هم شر برسان

 

 

لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد

 

به جگرسوختگان داغ برابر برسان

 

 

مَردم از ماتم من شاد و من از غم خشنود

 

شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

 

 

مرگ یا خواب؟! چقدر این دو برادر دورند

 

مژده‌ی وصل برادر به برادر برسان

 

شکنجه دسته جمعی اسرا

شکنجه دسته جمعی اسرا

 
شکنجه دسته جمعی اسرا

کتک‌های دسته جمعی عذابش خیلی بیشتر از دردش بود. بدترین نوع آن هم زمانی بود که عراقی‌ها فله‌ای وارد آسایشگاه می‌شدند و شروع به زدن تمام بچه‌ها می‌کردند. فاجعه‌ها بعد از خروج عراقی‌ها بدجوری خودنمایی می‌کرد. زیرا آن موقع بود که دوستان می‌توانستن همدیگر را ببینند. وای مصیبت بود!!

سکوت همراه با نگرانی شدید بر اردوگاه و آسایشگاه حاکم شده بود. بچه‌ها زیرچشمی همدیگر را می‌نگریستند. صدایی از کسی درنمی آمد، فقط گاه گاهی صدای آه و ناله بعضی از اسرا به گوش می‌رسید، هر کدام از بچه‌ها قسمتی از تن و بدن خود را ماساژ می‌دادند. قطرات خون بر سر و صورت بچه‌ها خودنمایی می‌کرد؛ لکه‌های خون زینت‌بخش قسمت‌هایی از دیوارهای آسایشگاه شده بود.

تنها صدای نفس کشیدن چهل و هشت نفری که تا سرحد مرگ کتک خورده بودند به گوش می‌رسید.

باید به این جماعت شوکی وارد می‌شد تا این خمودگی شکسته و تا حدی نگرانی و سکوت مرگبار حاکم از بین می‌رفت.

راوی گفت: دیدم یکی از بچه‌ها به سختی سرپا ایستاد، عجب او که بیهوش شده بود، واکس و آب او را به هوش نیاورد!!

چند قدم اول را تلو تلو خوران در وسط آسایشگاه قدم برداشت دیدم که لب و دهانش به منتهی الیه سمت چپ صورتش منتقل شده بود. دست چپش کاملا برعکس شده بود بگونه‌ای که کف دستش با پشت دستش جابجا شده و پای چپ ایشان از کارافتاده بود، پای راست او بدلیل اصابت ترکش تقریبا ناکار بود.

به وسط آسایشگاه که رسید کمر راست و سینه صاف کرد و نگاهی به بچه‌ها انداخت و شروع به صحبت کرد.

لحن و آوای کلامش متفاوت شده بود.

رو به بچه‌ها ایستاد و چند دقیقه‌ای صحبت کرد تا جو غالب رعب و وحشت تا حدی بشکند.

خوب شد، جنب و جوشی و پچ پچی بین بچه‌ها افتاد.

تابلوی لیگ دسته دوم/جدول

هفته هفدهم

جمعه، ۰۳ بهمن ۱۳۹۳
پتروشیمی بندرامام  57  -  42  پارسا مشهد
هیئت بسکتبال بوشهر  91  -  93  پاس بندرلنگه
دیار خلیج فارس   صنعت مس رفسنجان
پدافند رعد اصفهان  86  -  68

 وحدت آریا تهران

 

تیم

بازیبردامتیاز

1

 

پارسا مشهد 15 13 28
2 وحدت آریا تهران 15 11 26
3 پدافند رعد اصفهان 15 10 25
4 شهرداری کاشان 15 10 25
5 پتروشیمی بندرامام 15 9 24
6 هیئت بسکتبال بوشهر 15 6 21
7 پاس بندرلنگه 15 5 20
8 دیار خلیج فارس 14 3 17
9 صنعت مس رفسنجان 15 0 15

 

تابلوی لیگ دسته اول/جدول

هفته هفدهم

جمعه، ۰۳ بهمن ۱۳۹۳
مس کرمان  74  -  65  شهرداری دزفول
شهرداری اراک  83  -  80  شیمیدُر تهران
نیروی زمینی  96  -  78  آرارات تهران
مانیزان کرمانشاه  70  -  79  شهرداری تبریز
نفت امیدیه  76  -  74  کاله مازندران

 

تیمبازیبردامتیاز 
1 شیمیدُر تهران 16 13 29
2 شهرداری اراک 16 13 29
3 کاله مازندران 16 12 28
4 مس کرمان 15 8 23
5 نفت امیدیه 15 8 23
6 نیروی زمینی 15 7 22
7 شهرداری دزفول 16 6 22
8 شهرداری تبریز 15 7 22
9 آرارات تهران 15 6 21
10 مانیزان کرمانشاه 16 3 19
11 آدمیس میناب 15 2 17

 

گوشه ای از فان های محل کار

مریض آخر پنج شنبه شب یه خانومه با ناخن های کاشته شده که همه اشون نارنجیه و ناخن وسط طلاییه......

به همراه یه پسر جوون میاد تو .....دارم چای سبز یاس میخورم :))

وارد میشن و اولین کلام صدای پسر جوونه که خانوم دکتر همه دندوناشو بکش !!

در حالی که دارم دستکش میپوشم میگم شما چه نسبتی باهاشون دارین ؟؟

خیلی جدی میشه لحنم ناخواسته ..به قول دوستی لحن اداریم گل میکنه :)))

پسره یکم عقب میکشه......

میگه فامیلشونم !!

میگم نظرت واسم قابل قبول نیست.....برادری شوهری کسی نزدیکی اگه بودی شاید باهات وارد بحث میشدم....

لحنم شوخی شده دیگه.....خانومه میاد جواب که والا راست میگه خانوم دکتر.....

میگم مشکلتون چیه؟

دهنشو باز کرده نکرده نگینه میزنه تو چشمم ....از وقتی نگین دستیار رو چسبوندم چشمم تیز شده به جامعه نگین داران ..........بماند که ناخن های خوشرنگش همون اول زده توچشمم....

دندون 7 پایین عصب کشی(اندو) میخواد...........واااای

متنفرم از اندو این دندون .............

شروع میکنم.......نیم ساعتی گذشته.....

میگه متولد چه ماهی هستی؟

میگم حدس بزن

میگه بهمن؟؟  نه

خرداد؟ نه

سکووووووووووووووووووووووووت

میگم نگفتی؟

میگه نمیدونم بگو.....میگم مهههههههههههرر....همینجوری هم ه رو ازته حلقم میگم  :)))))

سکووووت.....هر بار که دستمو ازدهنش در میارم یه ویژگی مهریها رومیگه......

مهربونن..............عصبانی نمیشن ولی اگه بشششششششششششنن وااااای........کارشونو با عشق دوست دارن نه پولش......

میگم طالع بینی قبول داری؟

میگه آره

بی مقدمه میگم : نگینتو کجا چسبوندی؟

میگه خودم.....با چسب آهن!!! 

سکوووت میکنم.....

میگه دوستم پروانه زده....دارین؟

میگم پروانه نه....میگه گیر بیارم میچسبونی واسم؟

میگم آره....

میگه یه دوست دیگه ام سفارش داده پروانه طلا شده 500 تومن.....انقدر خوشگلهههه 

میگم بیفته گم شه چی؟

همون عادیش بهترهه....مبگه اره گیر میارم بچسبون واسم.....میگم باش .....دهنتو باز کن حالا...

انقدر حرف میزنه نمیزاره کار کنم.....اخرم هنوز نصف راه رو رفته نرفته میگه خسته شدم....برم؟

میگم اکی ...فقط درمانت سه جلسه ای میشه....میگه باشه.....

ونیم ساعت می ایسته و از مرکزی که ناخن کاشته واسه من ودستیار میگه :)))))))))))))

فاااااااااااان داریم با هم من و مریض ها :)