جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

یک متجاوز وارد کامپیوتر من شده

آیا در کامپیوتر خود اطلاعاتی مانند نامه های عاشقانه، عکس های خصوصی، یا اطلاعات محرمانه کاری دارید؟ اگر یک اتصال اینترنتی دائمی مانند ADSL دارید باید بدانید که در برابر هکر ها تقریبا بی دفاع هستید و یک هکر بدون داشتن دانش خاصی می تواند به کامپیوتر شما دست پیدا می کند.

هر گاه به اطلاعات خصوصی شما دست پیدا کنند می توانند، به مدارک شخصی موجود در کامپیوتر شما دست پیدا کنند می توانند فایل های سیستم شما را خراب کنند یا نرم افزار های دلخواه خود را روی کامپیوتر شما نصب کنند نرم افزار امنیتی شما را تحت کنترل خود درآورند و خراب کاری های دیگری انجام دهند.

همچنین هکر های می توانند بدون اطلاع شما میکروفن یا وب کم کامپیوتر شما را روشن کنند و به این ترتیب صدا و تصویر شما را ضبط کنند و از آن سوء استفاده کنند.

 

هکر ها چگونه این کار را انجام می دهند؟

هر کامپیوتری که به اینترنت متصل می شود یک شماره شناسایی منحصر به فرد دارد که به آن شماره IP می گویند. هکر ها با استفاده از نرم افزار هایی شماره IPهای متصل به اینترنت را شناسایی می کنند. و اگر کامپیوتر شما را پیدا کنند بدنبال حفره ها یا سیستم حفاظتی ضعیف برای نفوذ به آن می گردند. و اگر آن را بیابند کامپیوتر شما بی دفاع در برابر آنهاست.

 

hijacking چیست؟

 

hijacking نوعی حمله ضد امنیتی در شبکه است به طوریکه حمله کننده ارتباط را در دست می گیرد. درست مانند یک هواپیما ربا که کنترل پرواز را بدست می گیرد.(hijacking به معنای هواپیما رباست.) در یک نوع از این حمله ها در حالیکه قربانی ارتباط خود را با جایی برقرار کرده و در حال انجام کار خود است، هیجاکر کنترل این ارتباط را در دست می گیرد. حمله کننده مانع از رسیدن پیغام ها می شود و در عوض پیغام خود را برای طرفین می فرستد. و در این حال طرفین گمان می کنند که مستقیماً با هم در ارتباط هستند. هیجاکرها برای این کار از یک نرم افزار استفاده می کنند که در برابر کاربر همانند یک سرور ظاهر می شود و در برابر سرور مانند یک کاربر ظاهر می شود. و به این ترتیب مخفیانه خرابکاری را شروع می کند. به این ترتیب خرابکار می تواند به پیغامهای شما دسترسی داشته باشد یا آنها را آن طور که دوست دارد دستکاری کند و سپس ارسال کند.

یک نوع دیگر از هیجاکینگ ها مربوط به مرورگرها هستند. در این نوع کاربر به سایتی غیر از آنچه درخواست کرده است هدایت می شود. از این نوع خرابکاری دو نوع وجود دارد که در یک نوع از آن خرابکار به اطلاعات دومین که در سرور ثبت شده است دست پیدا می کند. و آنها را تغییر می دهد به طوریکه با درخواست یک صفحه از طرف کاربر صفحه ای جعلی برای او باز می شود. معمولاً این صفحات توسط همین خرابکارها ساخته شده است. در این صفحه پیغامی نمایش داده می شود به این شرح که این وب سایت مسدود شده است. در حالیکه این گونه نیست و فقط یک سرور از کار افتاده است. جلوگیری از این نوع هیجاکینگ مشکل است چون مدیران معمولاً بر روی اطلاعات سیستم نام دامنه روی سرور خود کنترل دارند ولی بر روی سرورهای DNS پایین دست کنترلی ندارند. در نوع دیگر خرابکار ایمیل های معتبر را پیدا می کند و inbox آنها را پر می کند. این نوع از حمله قابل پیشگیری است.

در نوع دیگری از هیجاکینگ خرابکار به سادگی دومینی با نام شبیه به نام یک وب سایت دیگر ثبت می کند. این نام معمولاً از غلط املائی یا اشتباهات تایپی حاصل می شود. که در این نوع معمولاً کاربر را به یک سایت غیر اخلاقی (با هدف کسب درآمد) هدایت می کند.

داستان زندگی شاهزاده Dobrawa بوهمیا

Dobrawa.jpg

Dobrawaهمسر میشکو اول لهستان و دختر پادشاه چک بود.تاریخ تولد او مشخص نیست. نکته ای که در زندگی او وجود دارد این است که ممکن است او قبل از ازدواج با پادشاه لهستان ازدواج دیگری کرده باشد و دارای فرزندی از همسر قبلی خود باشد.

به هر روی ازدواج او حاصل یک توافق سیاسی بین رهبران چک و لهستان بود . Dobrawaکسی بود که توانست در حکومت لائیک آن زمان لهستان نفوذ نماید و سرنوشت این حکومت را بسمت یک حکوت مسیحی سوق دهد بطوریکه همسر او یک مسیحی دو آتشه گردید.رابطه سیاسی لهستان و چک حتی پس از مرگ او ادامه داشت سه  فرزند از او به یادگار ماند و تاریخ مرگش به سال 977 میلادی بر می گردد.

خیالزده ها

خیالزده ها

می گفت – دست کم یک ربع قرن پیش – بزودی می میرد. هنوز نفسی می کشد. همین یکی دو هفته قبل بود که با وی سلام و احوالپرسی کردم. یکی دو بار خواسته ام بپرسم که آیا دیگر خبری از اجل خود دارد یا نه. از قرار معلوم بنحوی مسأله اش حل شده است. گویا با یکی از خویشاوندان هم منقل بوده است که با وی هم خط می باشد. اینک منم که همچون کرگدن تنها سفر می نمایم. چون مثل مشارٌالیهما مهندس نیستم کسی – اعم از آشنا و بیگانه – روی حرفهایم حساب باز نمی کند. هر که هم دلسوز باشد از خدا می خواهد که هیچیک از ما بهتران شطحیاتم را جدّی نگیرد. یحتمل اینکه هنوز سرم به تنم باقی است از برکت کثرت مشغله حضرات می باشد. من هم اعتیاداتی داشتم. از شدّت سیگارکشی ملقّب به لکوموتیو بودم. در عنفوان نوجوانی بود که لب به دخانیات زدم. به اقتضای عهد طاغوت تقریباً دائم الخمر هم شده بودم. کنار گذاشتن عرقخوری آسانتر از ترک سیگار بود که این توفیق هم پس از سفری به مشهد و استمداد از امام رضا میسّر شد. اوائل خیال می نمودم خودم را از یک چیز ضروری محروم می کنم. بعد سکه ام افتاد که چقدر احمقم اگر به بهای سلامت خود و رفاه اهل و عیال جیب عدّه ای تجار مرگ را پر کنم. با نگاهی به اطرافم پی بردم که بعضی بدون دود هم زندگی خوبی دارند. امّا همان فردی که من به اقتدای او سیگار را ول کرده ام اینک کاری جز پک زدن سیگار ندارد. چشمش تقریباً کور است. هنوز می شنود ولی حرفگوش کن نیست. لابد فایده ای ندارد که به او بگویم سرخپوستان امریکا انتقامشان با اعتیاد به سیگار ( چپق ) گرفته می شود و مرگ میلیونها سیگاری در غرب و شرق دنیا تقاص جنایات علیه آن مظلومان است. شاید ما هم شریک جرم جانیان بوده ایم که گرفتار چنین بلایایی شده ایم. لزومی ندارد کسانی را کشته باشیم. همین که نهی از منکر نکنیم ما را در صف خطاکاران قرار می دهد. وانگهی اینک معتادان پیر و جوان جامعه ما به سیگار و تریاک اکتفا ننموده دست به دامن انواع صنعتی آنها شده اند. اوضاع هم چنان به افتضاح کشیده که همه معتاد فرض می شوند مگر خلافش ثابت شود. همه می دانند که در خانواده من دو نفر از معتادان مدرن هستند و تاکنون نتوانسته ایم علاجشان کنیم. بضرس قاطع می توان گفت تا نفس ( ذهنیت ) یک قوم تغییر نکند خدا هم در ایشان چیزی را دگرگون نمی سازد. ما باید بدانیم که خدا همه امکانات را در اختیار مان نهاده که هر آنچه بخواهیم بشویم ؛ حتی مثل خدا.

یکی از خیالزده های موصوف در فوق آقای مهندس بیکاره حاجی محمّد شادکام است که پس از نیمه کاره ول کردن تحصیلش در دانشگاه تبریز مبادرت به باز کردن دفتر فنّی می نماید. ولی چنانکه افتد و دانی کارش نگرفت و دفتر کذایی را به دیگری واگذار کرده است. نامبرده چنان به حسابگری خود مغرور بود که مدام دم از مرگ عنقریبش می زد. البتّه ، از قضا ، همه محاسباتش غلط از آب در آمده است. کما اینکه مهندسان انقلابی کشور هم خیال می کردند که حساب دنیا و ما فیها کلاً دستشان است و با دخالت فضولی در کلیّه امور مملکت کار دست همه دادند. البتّه آنانی که چندان لجوج نیستند از زیاده روی خود توبه کرده روی به ملّت آورده اند تا با مشارکت در امور عمومی جبران ما فات کنند.  می ماند بعضی از پر رو ها که می گفتند دیگران به اندازه کافی به ایشان تفویض اختیار نکردند و گر نه من آنم که رستم درداستان ! این هم اعتیادی است که بقول قزاقها «  آوٌروٌ قالسا دا اده ت قالمایدی ». یعنی ترک عادت موجب مرض است.   

نماز اول وقت

نماز و شیطان

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست درخواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: "من شیطان هستم". مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانوانده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من از سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن شدم.