به گزارش ایرنا، 'رضا راحت دهمرده' عصردوشنبه در نشست شورای هماهنگی ثبت احوال شهرستان خاش بیان کرد: رتبه آخر سهمیه سالمندی کشور که میانگین آن 5/7 درصد جمعیت بالای 65 سال است نیز به سیستان و بلوچستان با 3/3 درصد تعلق دارد.
وی پایین ترین سن ازدواج و پایین ترین درصد میزان طلاق در کشور را متعلق به این استان دانست.
مدیر کل ثبت احوال سیستان و بلوچستان تصریح کرد: آمار به ثبت رسیده در دفاتر رسمی نشان می دهد که درصد طلاق در استان سیستان و بلوچستان نیم به هزار بوده و به تعبیری از هر 16 هزار ازدواج یک طلاق بوده ،اما این آمار در کشور 5 به 1 است.
وی افزود: پایین ترین سن ازدواج پسران در سیستان و بلوچستان 25 و دختران 21 سال است.
راحت دهمرده اظهارداشت: رتبه نخست ولادت کشور نیز به این استان تعلق دارد به طوری که درصد ولادت در این استان 35 به هزار اما متوسط کشوری 19.6 در هزار است که نسبت دو برابری را نشان می دهد و پایین ترین میزان ولادت در کشور نیز به گیلان با درصد 12 به هزار تعلق دارد.
مدیر کل ثبت احوال سیستان و بلوچستان همچنین بیان کرد: از ابتدای امسال تاکنون افزون بر 16 هزار شناسنامه مکانیزه و 18 هزار کارت هوشمند ملی در استان صادر شده است.
وی اهمیت مشارکت یاوران ثبتی را متذکر شد و افزود: طرح رابطان ثبت احوال از سال 89 در سیستان و بلوچستان به اجرا در آمده و باعث افزایش ثبت وقایع چهارگانه (ولادت، فوت، ازدواج و طلاق) در استان شده است.
وی اظهار داشت: رابطان ثبت احوال متشکل از دهیاران، شوراهای اسلامی، مسوولان خانه بهداشت، ماماها، بزرگان و ریش سفیدان روستاهای استان هستند که این سازمان را در ثبت وقایع چهارگانه یاری می کنند.
مدیر کل ثبت احوال سیستان و بلوچستان با بیان اینکه 94 درصد ولادت های ثبت شده استان در مهلت قانونی و بقیه به صورت معوقه به ثبت رسیده از مردم استان در خواست کرد نسبت به ثبت ولادت در مهلت قانونی 15 روز و وفات در مهلت قانونی 10 روز اقدام کنند.
دهمرده با اشاره به اهمیت استفاده از اطلاعات آماری در برنامه ریزی ها، اعم از تعیین اهداف و خط مشی ها و سیاستگذاری ها گفت: نقش کلیدی آمار و اطلاعات به عنوان پیش نیاز تمام تصمیم گیریها، سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها مشهود است.
وی تاکید کرد: 95 درصد ازدواج زنان ایرانی با اتباع خارجی غیرقانونی بوده و بر اساس مواد مدنی اینگونه ازدواج ها باید بصورت اجازه رسمی از سوی دولت باشد و ادارات کل اتباع خارجی هویت افراد و این گونه ازدواج ها را تایید کنند.
دهمرده در اختیار گذاشتن شناسنامه و یا دفترچه درمانی به افراد غیر حتی برادر یا خواهر و یا یکی از بستگان جرم دانست و گفت: در اینگونه موارد افراد متخلف از خدمات دولت محروم می مانند مگر اینکه با دخالت دستگاه قضایی به مشکل آنها رسیدگی شود.
مولوی محمد علی شهنوازی امام جمعه مسجد جامع توحیدیه اهل سنت شهرستان خاش با اشاره به اینکه در رسانه ها گزارش شده که پنج هزار زن ایرانی با اتباع خارجی ازدواج کرده اند، گفت: اگر اینگونه ازدواجهای غیر قانونی شکل گرفته باشد، این خانوارها و فرزندانشان از خدمات دولت محروم می مانند.
وی همچنین از اینکه فردی سند سجلی خود را در اختیار بیگانگان قرار دهد به شدت انتقاد کرد و گفت: این عمل بسیار زشت بوده و فروش شناسنامه به غیر خیانت به اسلام ،کشور، ملت بزرگ ایران و هویت و فرهنگ عالی وطن اسلامی است.
محمد اکبر چاکرزهی فرماندار خاش نیز ضرورت تهیه امکانات و تجهیزات ایستگاههای ثبت وقایع حیاتی در مراکز بخشها ، راه اندازی نمایندگی ثبت احوال در بخشهای ایرندگان و نوک آباد را خواستار شد.
محمد خواجه رئیس اداره ثبت احوال خاش نیز گزارشی از اقدامات انجام شده ارائه داد.
در ادمه از فعالان این عرصه با اهدای لوح سپاس و هدایایی تجلیل شد.
به استناد آمارهای ثبتی موجود در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور جمعیت برآوردی سیستان و بلوچستان دو میلیون و 749 هزار و 851 نفر است که 51 درصد در مناطق روستایی و 49 درصد در مناطق شهری سکونت دارند.
شهرستان 190 هزار نفری و مرزی خاش در 185 کیلومتری جنوب زاهدان مرکز سیستان و بلوچستان واقع شده است.
کمک ده میلیاردی امیر قطر به "اسرائیل"!
امیر قطر با خرید منزل متعلق به یک جمعیت صهیونیستی در پاریس، 2.5 میلیون یورو (بیش از ده میلیارد تومان) به سازمان کهنه سربازان اسرائیلی، کمک مالی کرد.
چهار شنبه 3 دی 1393 - 21:51:33
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، "تمیم بن حمد آل ثانی" امیر قطر، "عبدالرحمن محمد جابر آل ثانی" را به عنوان فرستاده ویژه به پاریس پایتخت فرانسه اعزام کرد، تا منزلی در منطقه اعیان نشین 8، را که از املاک صندوق اسرائیلیِ رسیدگی به تفنگدارانِ معلول یا آسیب دیدگان از جنگ است، به قیمت 2.5 میلیون یورو بخرد؛ اقدامی که پایگاه اینترنتی صهیونیستی "والا" آن را به مثابه ارائه کمک مالی "پیش بینی نشده" به سازمان "کهنه سربازان اسرائیل" دانست.
به نوشته پایگاه اینترنتی فلسطینی ِ الحیاة، پایگاه خبری صهیونیستی والا، در گزارشی تحت عنوان "امیر قطر، این گونه 2.5 میلیون یورو به جمعیت کهنه سربازان و معلولان اسرائیلی کمک کرد" نوشت: قرارداد خرید منزل پس از آن منعقد شد که امیر قطر، اصرار داشت این منزل را به هر قیمت ممکن بخرد. به همین سبب قیمتی که برای خرید منزل پرداخت شد، بیش از قیمت اصلی آن بود و پس از آن که مبلغ، به حساب جمعیت کهنه سربازان واریز شد، ارتش (اسرائیل) خانه را تحویل داد.
ماجرای ملک منطقه 8 در پاریس
ماجرای این ملک، به زنی یهودی به نام سوزان دویسی مربوط می شود که در سال 2003 بیوه شد و تنها فرزندش نیز مُرد. سوزان، در سال 2011 مُرد و پیش از مرگ، با نوشتن وصیت نامه ای، منزلش را برای جمعیت کهنه سربازان و معلولان اسرائیل، به ارث گذاشت. ارتش اسرائیل پس از مرگ سوزان، وکیلی ویژه به فرانسه گسیل کرد تا از دولت فرانسه، امتیاز معافیت از مالیات بگیرد و وکیل نیز ماموریت خود را با موفقیت انجام داد.
ملکی برای فروش
پایگاه اینترنتی صهیونیستی در ادامه ماجرای کمک مالی هنگفت امیر قطر به اسرائیل، نوشت: پس از مرحله انتقال مالکیت این آپارتمان در شهر "نورها"، مرحله دوم در دستور کار قرار گرفت که گذاشتن خانه برای فروش بود. کارشناس محلی پاریس، برای قیمت گذاری به خانه آمد و ارزش آن را دو میلیون یورو برآورد کرد. اسرائیل، پیشنهادی بهتر از مبلغ تعیین شده، بالغ بر 2.1 میلیون یورو دریافت کرد، ناگهان پیشنهاد ِ پیش بینی نشدۀ قطر مطرح شد و عبدالرحمن آل ثانی به پاریس آمد و تصمیم گرفت ملک را به مبلغ 2.5 میلیون یورو (به علاوه هزینه کمیسیونی که به دلال فرانسوی پرداخت خواهد شد)، خریداری کند.
حیرت اسرائیل
پایگاه اینترنتی والا اعتراف می کند که "اسرائیل"، از اصرار قطر شگفت زده شده، تا جایی که نماینده خاندان حاکم در قطر، در توجیه علت پرداخت این مبلغ هنگفت به "کهنه سربازان و معلولان اسرائیلی" گفت که یکی از دختران خاندان حاکم، برای تحصیل در دانشگاه "سوربون" به پاریس خواهد آمد.
پایگاه اینترنتی صهیونیستی، با تاکید بر این که این قرارداد بسیار حساس بود، خاطر نشان کرد که قرارداد در شرایطی کاملا محرمانه امضا شده است.
خبرگزاری ایسنا: مرحوم «بیژن دفتری» را «پدر امداد و نجات ایران» میدانند؛ مردی که در زمان وقوع زمینلرزه 11 سال پیش بم، رئیس وقت سازمان امداد و نجات بود و به مدت 40 روز در بم مشغول امدادرسانی؛ اما مرحوم دفتری که از اخلاق و کردارش خاطرات زیادی وجود دارد در مورد زلزله بم تنها به نوشتن هشت صفحه در کتابش اکتفا کرده که در این نوشتار بخشهایی از آنها را مرور میکنیم.
بیژن دفتری پیش از مرگش کتابی تحت عنوان «مدیریت بحران از نگاه بیژن دفتری» را با همکاری موسسه آموزش عالی علمی کاربردی هلال احمر منتشر کرد.
وی در فصل «تجارب کلان عملیاتی» خود به زلزله بم اشاره کرده است و مینویسد: زلزله بم به سرعت توسط کشیک سازمان امداد و نجات به همگان اطلاع داده شد اما در این زمان مدیرعامل هلال احمر استان سیستان و بلوچستان هم وقوع زمینلرزهای را در قسمت شمالی این استان اطلاع داد و گزارشهای تلفنی نیز از زمینلرزههایی در شمال استان هرمزگان، جنوب استان یزد و شرق استان فارس میرسید که وقوع زمینلرزهای در مقیاس بسیار وسیع را نشان میداد؛ چرا که چندین استان با آن مواجه شده بودند. به مدیران عامل استانهای مذکور اعلام شد ضمن جستوجو در استانهای خود به حالت آمادهباش باشند.
معمولا موسسه ژئوفیزیک دو یا سه ساعت پس از حادثه محل زلزله را در آن زمان اعلام میکرد؛ بر همین اساس با موسسه ژئوفیزیک تماس گرفته و به صورت غیررسمی اعلام کردند که زمینلرزه در حوالی جازموریان بوده است اما از آنجا که اطلاع داشتم این ناحیه سکنه زیادی ندارد به نظر میرسید نمیبایست زلزله مخربی باشد اما تجربه نشان میداد با این لرزش وسیع حتما یک جای کار مشکل دارد. به همین دلیل به دکتر نوربالا، رئیس وقت جمعیت هلال احمر تماس گرفتم تا تمهیدات لازم پیشبینی شود. در همین زمان مدیرعامل یکی از استانها تماس گرفت و گفت که به دلیل قطع برق نمیتواند با شهرستانهای کهنوج و بم تماس حاصل کند که این امر نشان میداد زلزله در یکی از این دو شهر واقع شده است.
به همین دلیل به مدیرعامل جمعیت هلال احمر کرمان اطلاع دادم تا عوامل امدادی خود را به سمت بم اعزام کند و همین طور به مدیرعامل سیستان و بلوچستان و کهنوج نیز اعلام شد که بلافاصله نیروهای خود را به سمت کهنوج، جیرفت و بم اعزام کنند.
مرحوم دفتری در ادامه خاطرات خود مینویسد: در فرودگاه مرحوم ملااکبری، معاون امداد و نجات وقت استان کرمان اطلاع داد که اتومبیلهایی که از بم به سمت کرمان در حرکتاند مجروحان زیادی همراه دارند و این خبر ما را مطمئن کرد که حادثه بزرگی را پیش رو خواهیم داشت! وارد شهر بم که شدم حوالی ظهر بود. از همان بدو ورود تخریب شهر قابل مشاهده بود. ساختمان جمعیت هلال احمر بم ویران شده بود و امدادگران باقیمانده در مرکز جوانان جمعیت که تقریبا ساختمانش سالم بود جمع شده و مشغول امدادرسانی بودند. اما ساختمان مملو از مجروحان بود و ما نیز شروع به شناسایی افراد جانباخته و انتقال اجساد به محل دفن کردیم.
دفتری با بیان اینکه آغاز عملیات جستوجو و نجات از همان لحظات اولیه به وسیله بازماندگان و تعدادی از کارکنان هلال احمر و سایر ارگانها آغاز شد و اعزام مجروحان با وسیله نقلیه تا پایان روز نخست ادامه داشت، نوشته است: پس از انتشار خبر از طریق رسانهها هجوم افراد به بم به قدری افزایش یافت که سبب ایجاد ترافیکی سنگین شد که راه دو ساعت و نیمه را باید 10 ساعته میپیمودیم.
طی دو روز 14 هزار مسدوم از منطقه خارج شدند
دفتری در ادامه خاطراتش، وجود فرودگاه را نقطه قوت امدادرسانی در بم دانسته و افزوده است: هر چند فرودگاه در ابتدا دچار خساراتی شده بود ولی به سرعت ترمیم و قابل بهرهبرداری شد؛ به گونهای که از روز دوم مصدومان از طریق هواپیما جابه جا میشدند. اما در شب نخست برای مجروحان و مصدومانی که تعدادشان به حدود 14 هزار نفر میرسید هیچ دارویی وجود نداشت و ما مجبور بودیم با همکاری استانداری برای تامین دارو به روشهای سنتی عمل کنیم اما از صبح روز دوم با مساعدت نیروهای امدادی حمل مصدودمان به وسیله بالگردهای هلال احمر و هواپیماهای ارتش، سپاه و سازمان هواپیمایی کشور آغاز شد، طی دو روز 14 هزار مسدوم از منطقه خارج شدند.
اما خروج حجم زیاد مجروحان و انتقال آنها به مراکز درمانی شهرهای دیگر مشکلات جدیدی به وجود آورد که قابل پیشبینی نبود؛ چرا که انتقال مجروحان بدون هماهنگی با بیمارستانهای شهرهای دیگر بود و مسئولان بیمارستانها دچار غافلگیری و بحران شدند! حتی خیلی از مجروحان که زخمهای سطحی داشتند پس از بهبودی برای بازگشت دچار مشکل میشدند! بازماندگانی هم که عزیزانشان انتقال یافتند نگران شده و مرتب سوال میکردند. باید عنوان کرد اگر نیروهای درمانی به سرعت در منطقه مستقر میشدند احتیاج به خروج این تعداد از مسئولان و مجروحان نبود و بررسیهای بعدی نشان داد که فقط حدود دو هزار نفر از این مصدومان نیاز به خروج از منطقه داشتهاند.
دفتری همچنین با بیان اینکه در روز دوم سالن ورزشگاه هلال احمر تجهیز و به یک مرکز درمانی تبدیل شد گفته است: از روز چهارم نیروهای درمانی خارجی در بم مستقر شدند که عملا نقش مهمی در کمکرسانی به مصدومان پس از حادثه نداشتند! اما بعدها که یک بیمارستان صحرایی توسط فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر در منطقه ایجاد شد توانست تا مدتها به مصدومان و بازماندگان خدمات پزشکی ارائه کند.
دفتری با اشاره به حضور معاون اول رئیس جمهوری وقت در منطقه گفته است: این حضور به اتخاذ یک تصمیم ضروری ولی نابهنگام منجر شد؛ چرا که بر اساس این تصمیم مقرر شد ادامه عملیات بحران در منطقه توسط سپاه پاسداران و در منطقه بروات توسط ارتش مدیریت شود. نظر به اینکه نهادهای مذکور ساختار و برنامه از پیش تعریفشدهای برای چنین مواردی نداشتند و تمرینی نیز با سایر سازمانها در این رابطه انجام نشده بود این تصمیم تا مدتی روند عملیات پاسخگویی را با مشکل مواجه کرد؛ چرا که گرفتن تصمیمات اقتضایی در شرایط بحرانی، مستلزم وجود سناریوی جایگزین از پیش طراحی شده و تمرینشده است؛ در غیر این صورت بحران تشدید و بعضا غیرقابل کنترل میشود. در آن شرایط ضرورت باز هم مساله مهندسی طرحهای مدیریت و مقابله با بحرانهای ناشی از حوادث موجود برای تصمیمسازان و تصمیمگیران کشور کاملا محسوس شد.
ربودهشدن کامیون حامل لباسهای امدادگران
دفتری در بخش دیگری از کتاب خود با اشاره به برخی مشکلات حاشیهای که در صحنه فجایع اینچنینی رخ میدهد نوشته است: تا نیروهای کمکی به بم رسیدند آشفتگیهای زیادی به وجود آمد. ازدحام و شلوغی در جادههای اطراف بم به حدی بود که بسیاری از کمکها به بم نمیرسید و به وسیله (برخی) افراد متفرقه غارت میشد! در این میان یک کامیون حامل البسه امدادی در بین راه ربوده شد و بعدها از این لباسها سوءاستفادههای فراوانی به عمل آمد؛ چرا که با همین لباسها اجناس اهدایی را از بالای کامیونها به سمت مردم پرتاب میکردند و این عمل موجب رنجش افراد آسیبدیده شد. به همین دلیل سریعا کارتهای شناسایی برای نیروهای هلال احمر صادر شد تا قابل شناسایی باشند.
وی همچنین نوشته است: هجوم بیرویه و غیرضروری نیروهای امدادی از ارگانهای مختلف مشکلات زیادی را به وجود آورد و این در حالی بود که نهادهای دولتی نیز با اوجگرفتن احساسات انساندوستانه مردم شروع به دعوت از آنها برای کمکرسانی میکردند.
در پنج روز اول پس از زمینلرزه وجود آشفتگیها، کار جستوجو و نجات با دستگاههای ظریف زندهیاب و سگهای تجسس را با مشکلاتی رو به رو کرد. همچنین نبود نقشه جامع شهر نیز این کار را با تاخیر مواجه کرد.
در روز ششم، شناسایی خانوادههای آسیبدیده و توزیع دفترچه خواربار آغاز شد. طبق آمار در بم 110 هزار نفر تحت تاثیر زلزله قرار گرفته بودند که حدود 35 هزار نفر کشته و 14 هزار نفر مجروح شده بودند و 15 هزار نفر از منطقه کوچ کرده و تحت حمایت جمعیتهای هلال احمر شهرهای اطراف قرار گرفتند که با این حساب و با کسر تعداد کشتگان زلزله، ما باید با 50 هزار نفر مواجه میبودیم اما متاسفانه با هجوم افراد از مناطق دیگر که خود را بومی معرفی میکردند ناچار به توزیع 248 هزار دفترچه شدیم که این رقم یک رقم واقعی برای کمکرسانی نبود.
هرچند تلاش زیادی انجام شد که آسیبدیدگان پالایش شوند اما این عمل بسیار سخت بود و نهایتا از مقامات بالا دستور داده شد که به این افراد نیز کمک کنید که کار ما را بسیار مشکلتر کرد.
معضل شناسایی اجساد
پدر امداد و نجات ایران که در زمان وقوع زمینلرزه ریاست سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر بود در ادامه خاطرات خود با اشاره به مشکل شناسایی اجساد افزوده است: شناسایی اجساد به علت اینکه در بیشتر موارد کل خانواده فوت شده بودند ما را با مشکلاتی مواجه کرد؛ بنابراین مسئولان ذیربط مجبور بودند با رعایت حداقل تشریفات مذهبی افراد را پس از ثبت مشخصات و عکسبرداری در گورهای جمعی دفن کنند.
ورود تیمهای خارجی ناکارآمد به بم
وی همچنین به دیگر مشکلات اشاره کرده و نوشته است: یکی دیگر از مواردی که برای اولین بار در زلزله بم رخ داد صدور مجوز ورود به آسمان ایران از هر کشور و هر جایی برای کمک به آسیبدیدگان بود. اعلام فضای باز برای مشتاقانی که میخواستند به هر دلیل از جمله کمکرسانی بیایند خوب بود ولی برای ما مشکلات بسیاری را به وجود آورد؛ زیرا بیشتر این تیمها وسایل کافی و کارآمدی لازم را نداشتند! البته این موارد به حل یک مساله بینالمللی نیز کمک کرد؛ چرا که سازمان ملل در تلاش بود مجوزی به دولتها بدهد که نیروهای امدادی اجازه داشته باشند در امدادرسانیها بدون مجوز کشور آسیبدیده وارد شوند که بسیاری از کشورهای بزرگ مخالف بودند. تجربه زلزله بم نشان داد که این روش مناسبی نیست و از این تصمیم منصرف شدند.
وی ارسال بیرویه کمکهای اهدایی داخلی را یکی از مشکلات دیگر بزرگ در زلزله بم عنوان کرده و گفته است: مرتبا اعلام کردیم که برای ارسال این کمکها با جمعیت هلال احمر هماهنگ شوند اما کمکها بدون تفکیک به منطقه ارسال میشد؛ به گونهای که تعداد کامیونهایی که کمکهای اهدایی را به بم میآوردند به قدری بود که صفهای طویلی برای تخلیه بار ایجاد و گاهی رانندگان کامیونها سهوا یا عمدا این وسایل را روی خاکها تخلیه میکردند که از این موارد عکس و فیلم تهیه و منتشر شد و بعدها نیز گلایه کردند که چرا جمعیت هلال احمر در خصوص کمکهای مردمی کوتاهی کرده است! این مساله دردسرهایی را نیز به وجود آورد؛ چرا که عدم تخلیه این اجناس نیز موضوع را سیاسی میکرد و ما مجبور به تحویل این محمولهها شدیم. حتی در کنفرانسی که به منظور اهدای کمک از طریق سازمانهای بین المللی در ژنو تشکیل شد من معایب و محاسن کمکهای بینالمللی را گوشزد کردم.
مرحوم دفتری در بخش دیگری از کتاب خود با برشمردن نقاط ضعف و قوت امدادرسانی در بم افزوده است: تونی فریش هماهنگ کننده اتحادیه اروپا بعد از 14 روز که منطقه را ترک کرد در مصاحبه خود گفت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از تجربیات دفاع مقدس و حوادث دیگر توانست به صورت شایسته کار عملیات امداد و نجات را انجام دهد.
دفتری همچنین ارائه الگوی بازسازی توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را یکی دیگر از نقاط روشن امدادرسانی آسیبدیدگان بم برشمرده و افزوده است: جمعیت هلال احمر و سازمان امداد و نجات با تکیه بر تجربیات امدادرسانی در زمان جنگ توانستند از پس امدادرسانی بزرگترین زمینلرزه ایران برآیند.
مرحوم دفتری سال گذشته به دلیل کهولت سن و بیماری دعوت حق را لبیک گفت؛ قطعا او به عنوان سرتیم عملیات زلزله بم ناگفتههای بسیار زیادی داشته که تنها بخشی از آنها در کتابش ذکر شده اما در سراسر کتاب خود تاکید کرده است که علاوه بر افزایش آگاهیهای مردم در زمینه خودامدادی باید بسترهای لازم برای استحکام خانهها نیز فراهم شود تا از بروز حوادثی مانند بم جلوگیری شود. حالا در یازدهمین سالروز زلزله بم باید بار دیگر گوشزد شود که مرگ همیشه برای همسایه نیست!