جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

روزی مردی رو به حکیمی کرد

و گفت:

"ای حکیم چرا همسرم یک گل رز را که یک روز زنده است

و روز دیگر میمیرد اینقدر دوست دارد

ولی من که هرروز برایش میمیرم وزنده میشم دوست ندارد؟"

حکیم لبخندی زد و گفت:

خیلی قشنگ بود با وایبر برام بفرستش

 
نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.