دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی
دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشتحسی شبیه آنچه که یک جسم ِ بی جان داشتمی آمد و با هرقدم عطر تو می پیچیدلعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!با حال آن روزم میان خاطرات تو ،باران نمی بارید... ، اگر یک ذره وجدان داشت!میشد بگیری دست من را قبل از افتادناما نشد..تا من بفهمم عشق تاوان داشتمیشد ببندی زخم من را قبل جان دادنافسوس... من را کشت آن دردی که درمان داشت!من مرده بودم! مرگ با من زندگی می کردمن مرده بودم.. مرگ در رگ هام جریان داشتوقتی که برگشتی به من، در شهر پرکردند:برگشتن جان پس به جسمی مرده ، امکان داشترویاباقری
ادمین
یکشنبه 5 بهمن 1393 ساعت 22:51