جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

جدیدترین مطالب فارسی

دانلود عکس و فیلم، دانلود آهنگ جدید، دانلود بازی، مطالب تفریحی جذاب، استخدام، دانلود مداحی

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس

با شلوار لی و تیشرت!


مامانم تو گوشم گفت: خوبه والا نه شرمی، نه حیایی، نه…
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست

اومد سلام کرد!


هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود!

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.